ارسال پاسخ
تعداد بازدید 120
نویسنده پیام
sahar آفلاین


ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی

هر ساعتم اندرون بجوشد خون را
واگاهی نیست مردم بیرون را
الا مگر آنکه روی لیلی دیدست
داند که چه درد می‌کشد مجنون را؟

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:19
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
عشاق به درگهت اسیرند بیا
بدخویی تو بر تو نگیرند بیا
هرجور و جفا که کرده‌ای معذوری
زان پیش که عذرت نپذیرند بیا

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:20
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب
صاحبنظران تشنه و وصل تو سراب
مانند تو آدمی در آباد و خراب
باشد که در آیینه توان دید و در آب

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:21
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت
درمانش تحملست و سر پیش انداخت
یا ترک گل لعل همی باید گفت
یا با الم خار همی باید ساخت

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:22
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
دل می‌رود و دیده نمی‌شاید دوخت
چون زهد نباشد نتوان زرق فروخت
پروانهٔ مستمند را شمع نسوخت
آن سوخت که شمع را چنین می‌افروخت

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:23
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
روزی گفتی شبی کنم دلشادت
وز بند غمان خود کنم آزادت
دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت
وز گفتهٔ خود هیچ نیامد یادت؟

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:23
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
آن یار که عهد دوستاری بشکست
می‌رفت و منش گرفته دامان در دست
می‌گفت دگرباره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:24
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
شبها گذرد که دیده نتوانم بست
مردم همه از خواب و من از فکر تو مست
باشد که به دست خویش خونم ریزی
تا جان بدهم دامن مقصود به دست

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:24
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
هشیار سری بود ز سودای تو مست
خوش آنکه ز روی تودلش رفت ز دست
بی‌تو همه هیچ نیست در ملک وجود
ور هیچ نباشد چو تو هستی همه هست

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:25
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
گر زحمت مردمان این کوی از ماست
یا جرم ترش بودن آن روی از ماست
فردا متغیر شود آن روی چو شیر
ما نیز برون شویم چون موی از ماست

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:25
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
وه وه که قیامتست این قامت راست
با سرو نباشد این لطافت که تراست
شاید که تو دیگر به زیارت نروی
تا مرده نگوید که قیامت برخاست

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:26
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
سرو از قدت اندازهٔ بالا بردست
بحر از دهنت لؤلؤ لالا بردست
هر جا که بنفشه‌ای ببینم گویم
مویی ز سرت باد به صحرا بردست

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:27
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
امشب که حضور یار جان افروزست
بختم به خلاف دشمنان پیروزست
گو شمع بمیر و مه فرو شو که مرا
آن شب که تو در کنار باشی روزست

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:28
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
آن شب که تو در کنار مایی روزست
و آن روز که با تو می‌رود نوروزست
دی رفت و به انتظار فردا منشین
دریاب که حاصل حیات امروزست

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:29
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
گویند هوای فصل آزار خوشست
بوی گل و بانگ مرغ گلزار خوشست
ابریشم زیر ونالهٔ زار خوشست
ای بیخبران اینهمه با یار خوشست

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:29
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
خیزم بروم چو صبر نامحتملست
جان در قدمش کنم که آرام دلست
و اقرار کنم برابر دشمن و دوست
کانکس که مرا بکشت از من بحلست

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:30
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
آن ماه که گفتی ملک رحمانست
این بار اگرش نگه کنی شیطانست
رویی که چو آتش به زمستان خوش بود
امروز چو پوستین به تابستانست

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:31
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
آن سست وفا که یار دل سخت منست
شمع دگران و آتش رخت منست
ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف
جرم از تو نباشد گنه از بخت منست

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:32
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
sahar آفلاین



ارسال‌ها : 118
عضویت: 3 /9 /1397

تشکر شده : 14
رباعیات سعدی
از بس که بیازرد دل دشمن و دوست
گویی به گناه مسخ کردندش پوست
وقتی غم او بر همه دلها بودیاکنون
همه غمهای جهان بر دل اوست

دوشنبه 12 فروردین 1398 - 21:33
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
ارسال پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :