close
تبلیغات در اینترنت
برفستان ؛ برنامه هفتگی؛ یکشنبه - 4

برفستان

http://barfestan.ir/

برفستان ؛ برنامه هفتگی؛ یکشنبه - 4

برنامه یکشنبه برفستان شامل دو بخش متن و نوشتار، شامل آشنایی با مشاهیر ادبی و دمی با شاعران(حافظ) است، و همچنین یک کلیپ متنوع دکلمه،انگیزشی، آموزشی، دانستنی و.....

برنامه یکشنبه برفستان شامل دو بخش متن و نوشتار، شامل آشنایی با مشاهیر ادبی و دمی با شاعران(حافظ) است، و همچنین یک کلیپ متنوع دکلمه،انگیزشی، آموزشی، دانستنی و.....

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    5 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    5 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛آشنایی با مشاهیر ادبی(بخش اول:نویسندگان)قسمت نهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_مشاهیر ادبی ایران

 

سید محمدعلی موسوی جمال‌زاده (۱۲۷۰_۱۳۷۶) 

نویسنده و مترجم معاصر ایرانی بود. او را پدرداستان کوتاه زبان فارسی و آغازگر سبک واقع‌گرایی در ادبیات فارسی می‌دانند.

جمال زاده در ۲۳ دی ماه سال ۱۲۷۰ میان خانواده‌ای مذهبی در اصفهان به دنیا آمد. وی حدود دوازده سال داشت که پدرش او را برای تحصیل به بیروت فرستاد. در دوران اقامت او در بیروت؛ اوضاع سیاسی ایران تغییر کرد، در آن زمان محمد علی شاه قاجار مجلس را به توپ بست و هر یک از آزادی‌خواهان با مشکلاتی مواجه شدند. پدر جمال‌زاده خود را به همدان رساند تا از آنجا به عتبات فرار کند، ولی در آن‌جا دستگیر شد و به بروجرد برده شد. امیر افخم، حاکم بروجرد دستور اعدام او را صادر کرد.

جمال‌زاده در بیروت با ابراهیم پور داود و مهدی ملک‌زاده فرزند ملک المتکلمین چندین سال همدوره بود. در سال ۱۹۱۰ تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به اروپا برود. سپس از راه مصر عازم فرانسه شد. در آنجا ممتازالسلطنه سفیر ایران به وی پیشنهاد کرد که برای تحصیل به لوزان سوئیس برود. سید محمدعلی تا سال ۱۹۱۱ در لوزان بود، پس از آن به شهر دیژون در فرانسه رفت و دیپلم حقوق خود را از دانشگاه آن شهر گرفت... .

توضیحات / بیشتر کد : 133
برفستان؛دمی با شاعران(حافظ)قسمت هشتم
خلاصه مطلب :

_برفستان_حافظ

 

به ملازمان سلطان که رساند این دعا را

که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را

 

ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم

مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را

 

مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت

ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا

 

دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی

تو از این چه سود داری که نمی‌کنی مدارا

 

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنایان بنوازد آشنا را

 

چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی

دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را

 

به خدا که جرعه‌ای ده تو به حافظ سحرخیز

که دعای صبحگاهی اثری کند شما را

 

***

معنی غزل:

توضیحات / بیشتر کد : 116
برفستان؛آشنایی با مشاهیر ادبی(بخش اول:نویسندگان)قسمت هشتم
خلاصه مطلب :

_برفستان_مشاهیر ادبی

 

محمود دولت آبادی(۱۳۱۹_۷۷ سال)

وی نویسنده،نمایش‌نامه نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ایران است.

دولت‌آبادی در ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ در روستای دولت‌آباد سبزوار متولد شد. او پس از پایان تحصیلات مقدّماتی در روستا به سبزوار رفت و به مشاغل گوناگون پرداخت. سپس به مشهد رفت و آنجا با سینما و نمایش آشنا شد.

سال ۱۳۳۸ به تهران رفت و سال بعد در تئاتر پارس مشغول کار شد. از آغاز دههٔ چهل در کلاس‌های نمایش آناهیتا شرکت کرد و بازیگر نمایش شد و کم‌کم نوشتن را نیز آغاز کرد. او در دههٔ چهل در نمایشنامه‌هایی از برتولت برشت و بهرام بیضایی و اکبر رادی نقش بازی کرد. سال ۱۳۴۹ ازدواج کرد. در دههٔ ۱۳۵۰ به زندان افتاد. پس از زندان نگارش کلیدر را آغاز کرد که پانزده سال طول کشید. سال ۱۳۷۹ در کنفرانس برلین شرکت کرد.

جدیدترین کتاب دولت‌آبادی مجموعه‌ای از گفتگوهای او در مطبوعات است که با نام این گفت و سخن‌ها در سال ۱۳۹۶ منتشر شد.

توضیحات / بیشتر کد : 117
برفستان؛دمی با شاعران(حافظ)قسمت هفتم
خلاصه مطلب :

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

 

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

باشد که بازبینم دیدار آشنا را

 

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

 

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل

هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

 

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

 

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

 

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

 

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند

اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

 

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

 

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

 

آیینه سکندر جام می است بنگر

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

 

خوبان (ترکان) پارسی گو بخشندگان عمرند

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

 

حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود

ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

 

***

 

معنی غزل:

توضیحات / بیشتر کد : 101
برفستان؛آشنایی با مشاهیر ادبی(بخش اول:نویسندگان)قسمت هفتم
خلاصه مطلب :

_برفستان_نویسندگان

 

غلامحسین ساعدی(۱۳۱۴_۱۳۶۴)

وی در ۲۴ دی ماه سال ۱۳۱۴ در شهر تبریز به دنیا آمد.پدر او علی اصغر ساعدی، کارمند دولت و  مادرش طیبه،خانه دار بود...

در مهرماه سال ۱۳۲۱ دورهٔ ابتدایی را در دبستانِ بدر آغاز کرد و در سال ۱۳۲۷ توانست گواهی‌نامهٔ ششم ابتدایی خویش را بگیرد. در سال ۱۳۲۹ به دبیرستان منصور وارد شد. دبیرستان منصور در زمینی بناشده و قرار داشت که قبلاً قبرستان بود.

هنگامی که در دبیرستان مشغول به تحصیل بود اولین داستان‌هایش در هفته‌نامهٔ دانش‌آموز چاپ شد. هم‌چنین داستان بلندی به نام "از پانیفتاده‌ها" نوشت که مجلهٔ "کبوتر صلح"آن را به چاپ رساند. در نوجوانی به سازمان "جوانان فرقهٔ دموکرات آذربایجان"پیوست و در هفده سالگی مسئولیت انتشار روزنامه‌های فریاد، صعود و جوانان آذربایجان را به عهده گرفت. در تابستان ۱۳۳۲ و هنگامی که ۱۸ سال داشت به اتهام همکاری با فرقه، مدتی در زندان شهربانی تبریز حبس شد. ساعدی در خردادماه سال ۱۳۳۳ توانست دیپلم طبیعی خود را بگیرد و یک سال بعد و در بیست‌سالگی در دانشگاه تبریز تحصیل پزشکی را آغاز کرد.

توضیحات / بیشتر کد : 102