close
تبلیغات در اینترنت
برفستان ؛ برنامه هفتگی؛ سه شنبه - 6

برفستان

http://barfestan.ir/

برفستان ؛ برنامه هفتگی؛ سه شنبه - 6

برنامه سه شنبه برفستان شامل دو بخش متن و نوشتار، شامل حکایات و دمی با شاعران(صائب تبریزی) است، و همچنین یک کلیپ متنوع دکلمه،انگیزشی، آموزشی، دانستنی و.....

برنامه سه شنبه برفستان شامل دو بخش متن و نوشتار، شامل حکایات و دمی با شاعران(صائب تبریزی) است، و همچنین یک کلیپ متنوع دکلمه،انگیزشی، آموزشی، دانستنی و.....

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    5 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    5 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛دمی با شاعران(صائب تبریزی)قسمت سوم
خلاصه مطلب :

*_برفستان_*

اندیشه‌های ادبی خاص صائب:

《بخش اول》معنی بیگانه:

صائب در دیوان خود بیش از همۀ شاعران آن روزگار و حتی از دیگر شاعران فارسی دربارۀ "معنی بیگانه" ‏سخن گفته‌، به گونه‌ای که "معنی بیگانه" به یک اصطلاح کلیدی در نظریۀ شعری وی بدل شده است.

اصطلاح «معنی بیگانه» در دیوان وی مترادف‌هایی دارد از جمله:

معنی برجسته، معنی پیچیده، معنی نازک، معنی دورگرد، معنی بلند، فکر غریب، حسن غریب،فکر دور، خیال باریک و فکر نازک.

معنی بیگانه از ارکان نظریۀ شعری صائب است. او شرط آشنایی با طرز تازۀ خود را درک معنی بیگانه می‌شمارد:

هر کس به ذوق معنی بیگانه آشناست/صائب به طرز تازه ما آشنا شود

صائب طرز معنی‌گرای خود را از سبک یارانی که در تلاش برای یافتن الفاظ تازه‌اند جدا کرده و در پی معنی بیگانه است:

یاران تلاش تازگی لفظ می‌کنند/صائب تلاش معنی بیگانه می‌کند

معنی بیگانه برای صائب لذتی وصف ناپذیر دارد. لذتي که او از معني بيگانه مي‌يابد آشنا از دیدن آشنا در شهر غريب نمی‌یابد.

"معنی بیگانه سخن را آشنا می‌سازد" و تنها آشنای صائب در این عالم خاکی پر وحشت همین معنی بیگانه است.

چه بهشتي است که در عالم پر وحشت نيست/آشنايي به جز از معني بيگانه مرا

توضیحات / بیشتر کد : 48
برفستان؛حکایات جالب و خواندنی(عبید زاکانی)
خلاصه مطلب :

*_برفستان_*

گزیده هایی از حکایات عبید زاکانی :

 

خورجین شخصی را دزدیدند واموال او که درون خورجین بود، بر باد رفت.

مردمان بگفتند: سوره یاسین بخوان که باخواندن آن مال پیدا بشود؛ مال باخته بگفت: کل قرآن به یکجا درون خورجینم بود..

*****

 

گویند روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود.

آن شخص بسته را به صاحبش بازگرداند.

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، نه دزد دین!

اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.

*****

 

مردی حجاج را گفت : دوش تو را به خواب چنان دیدم که اندر بهشتی

گفت : اگر خوابت راست باشد در آن جهان، بیداد بیش از این جهان باشد.

*****

 

توضیحات / بیشتر کد : 47
برفستان؛دمی با شاعران(صائب تبریزی)قسمت دوم
خلاصه مطلب :

سخت می‌خواهم که در آغوش تنگ آرم تو را

هر قدر افشرده‌ای دل را، بیفشارم تو را

 

عمرها شد تا کمندِ آه را چین می‌کنم

بر امید آن که روزی در کمند آرم تو را

 

از لطافت گر چه ممکن نیست دیدن، روی تو

رو به هر جانب که آرم در نظر دارم تو را

 

در سر مستی گر از زانوی من بالین کنی

بوسه در لعل شراب آلود، نگذارم تو را

 

می‌شود نیلوفری از برگ گل، اندام تو

من به جرأت در بغل چون تنگ افشارم تو را؟

 

از نگاه خشک، منع چشم من انصاف نیست

دست گل چیدن ندارم، خار دیوارم تو را

 

ناشنیدن می‌شود مهر دهانم، بی سخن

گر غباری هست بر خاطر ز گفتارم تو را

 

از رهایی هر زمان، بودم اسیر عالمی

فارغم از هر دو عالم تا گرفتارم تو را

 

ای که می‌پرسی چه پیش آمد که پیدا نیستی؟

خویشتن را کرده ام گم، تا طلبکارم تو را

 

از من ای آرام جان، احوال صائب را مپرس

خاطر آسوده ای داری، چه آزارم تو را؟

 

******

*_برفستان_*

توضیحات / بیشتر کد : 34
برفستان؛حکایات جالب و خواندنی؛قسمت دوم؛جامی
خلاصه مطلب :

روزی حاتم را پرسیدند که :«هرگز از خود کریمتر دیدی؟»

گفت: «بلی، روزی در خانه غلامی یتیم فرود آمدم و وی ده گوسفند داشت. فی الحال یک گوسفند بکشت و بپخت و پیش من آورد. مرا قطعه‌ای از آن خوش آمد، بخوردم.»

گفتم : «والله این بسی خوش بود.»

حاتم ادامه داد: «غلام بیرون رفت و یک یک گوسفند را می‌کشت و آن موضع را می پخت و پیش من می‌آورد و من از این موضوع آگاهی نداشتم.

چون بیرون آمدم که سوار شوم، دیدم که بیرون خانه خون بسیار ریخته است. پرسیدم که این چیست؟»

گفتند: «وی همه گوسفندان خود را بکشت.»

وی را ملامت کردم که: «چرا چنین کردی؟»

گفت: «سبحان الله ترا چیزی خوش آید که من مالک آن باشم و در آن بخیلی کنم؟»

پس حاتم را پرسیدند که: «تو در مقابله آن چه دادی؟»

گفت: «سیصد شتر سرخ موی و پانصد گوسفند.»

گفتند: «پس تو کریمتر از او باشی!»

گفت: «هیهات! وی هر چه داشت داده است و من آز آن چه داشتم و از بسیاری، اندکی بیش ندادم.»

*****

*_برفستان_*

توضیحات / بیشتر کد : 33
برفستان؛دمی با شاعران(صائب تبریزی)قسمت اول
خلاصه مطلب :

زندگینامه

میرزا محمد علی صائب تبریزی از شاعران عهد صفویه است که در حدود سال ۱۰۰۰ هجری قمری در اصفهان (و به روایتی در تبریز) زاده شد. در جوانی مانند اکثر شعرای آن زمان به هندوستان رفت و از مقربین دربار شاه جهان شد. در سال ۱۰۴۲ هجری قمری به کشمیر رفت و از آنجا به ایران بازگشت و به منصب ملک‌الشعرایی شاه عباس ثانی درآمد. در زمان پیری در باغ تکیه در اصفهان اقامت کرد و همواره عده‌ای از ارباب هنر گرد او جمع می‌شدند. وی در سال ۱۰۸۰ هجری قمری وفات یافت و در همین محل (باغ تکیه) در کنار زاینده‌رود به خاک سپرده شد.

 

*_برفستان_*

 

توضیحات / بیشتر کد : 17