close
تبلیغات در اینترنت
برفستان ؛ برنامه هفتگی؛ پنجشنبه

برفستان

http://barfestan.ir/

برفستان ؛ برنامه هفتگی؛ پنجشنبه

برنامه پنجشنبه برفستان شامل دو بخش متن و نوشتار، شامل عاشقانه ها و دمی با شاعران(مهدی اخوان ثالث) است، و همچنین یک کلیپ متنوع دکلمه،انگیزشی، آموزشی، دانستنی و.....

برنامه پنجشنبه برفستان شامل دو بخش متن و نوشتار، شامل عاشقانه ها و دمی با شاعران(مهدی اخوان ثالث) است، و همچنین یک کلیپ متنوع دکلمه،انگیزشی، آموزشی، دانستنی و.....

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    38 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    32 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    32 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    34 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    29 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛دمی با شاعران(شاعران معاصر)قسمت پانزدهم؛شهریار
خلاصه مطلب :

_برفستان_شهریار(۲)


علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه هما را


دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را


به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را


مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را


برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را


بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا


بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را


چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که میتواند که بسر برد وفا را


نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را


بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را


به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را


چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را


چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را


«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»


ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا


 



توضیحات / بیشتر کد : 228
برفستان؛عاشقانه ها؛ قسمت پانزدهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_عاشقان


دلتنگ دیدار توام

از پس اشتیاقی همیشگی

تو

مثل هوایی

در نفس های مکرر زندگی

دوست داشتنی تر و...

دوست داشتنی تر‌‌...


يداله_رحيمی


💗💗❄❄❄💗💗❄❄❄💗💗


هزار بار بریدم ، دوباره پیوستم 

که زخم هایِ دلم را به نام تو بستم 


هزار مرتبه از خویش رفته ام اما

هنوز زمزمه گر میکنی مرا ، هستم 


شرابِ تلخ منم ! با همه پریشانی

به بویی از تو به کُنجِ خیالِ خود مستم


همیشه مهر تو چون این هوا ضرورت داشت

به بند ِ مهرِ تو بند و از این جهان رَستم


چو طفل ِ خرد مرا روی شانه ات بِنِشان

نظر بلند ولی حیف کوته است دستم!


بگیر در بغل این تکه های حیران را

که بخیه بود دو دستت، به خویش می بستم


دلم برای خودم ... از دلم سراغ بگیر

بگو که تنگ دلی! من ز خویشتن خستم


به جز دریچه ی چشمت جهان ندارد راه

که چشم از آینه و هر دریچه ای بستم...


معصومه_صابر


💗💗❄❄❄💗💗❄❄❄💗💗


وقتی با عطـر آغـوشـت  

صـدایم می‌زنی

بڪَو چڪَونہ نقطہ نقطہ‌ے آغوشـم را 

بہ صدا در می‌آورے

ڪہ ڪفش‌هایم 

از خودم جلـوتر سمتِ آغـوشت

می‌دوند....!


امید_آذر


💗💗❄❄❄💗💗❄❄❄💗💗


توضیحات / بیشتر کد : 227
برفستان؛دمی با شاعران(شاعران معاصر)قسمت چهاردهم؛شهریار
خلاصه مطلب :

_برفستان_شهریار(۱)



سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر پارسی‌گوی آذری‌زبان، در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در روستای خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان متولد شد. او تحصیلات خود را در مدرسهٔ متحده و فیوضات و متوسطهٔ تبریز و دارالفنون تهران گذراند و وارد دانشکدهٔ طب شد. سرگذشت عشق آتشین و ناکام او که به ترک تحصیل وی از رشتهٔ پزشکی در سال آخر منجر شد، مسیر زندگی او را عوض کرد و تحولات درونی او را به اوج معنوی ویژه‌ای کشانید و به اشعارش شور و حالی دیگر بخشید. وی سرانجام پس از هشتاد و سه سال زندگی شاعرانهٔ پربار در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷ هجری شمسی درگذشت و بنا به وصیت خود در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شد.


توضیحات / بیشتر کد : 214
برفستان؛عاشقانه ها؛ قسمت چهاردهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_عاشقان


من خواستم که خواب و خيال خودم شوی 

رويا شوی، اميد محال خودم شوی


لرزيد دست‌هايم و سرگيجه‌ام گرفت

آوردمت دليلِ زوالِ خودم شوی


يا در دلم شناور، يا بر تنم روان 

ماهیّ و ماهِ حوض زلال خودم شوی


هر روز بيشتر به تو نزديک می‌شوم

چيزی نمانده‌است که مال خودم شوی


حالا تو چشم‌های منی؛ ابر شو، ببار 

تا قطره‌قطره گريه به حال خودم شوی


عاشق نمی‌شوی، سر اين شرط بستهام

نه... حاضرم ببازم و مال خودم شوی...


مهدی فرجی❄


💗💗💗❄💗💗💗❄💗💗💗


گونه های تر من

دست پر از مهر کسی را حس کرد..!

سر من ناز و نوازشها دید...!

یک نفر نام مرا زیبـا برد...!


و به اندازه ی قلبم

دل او نیز تپید...


حمیدمصدق❄


💗💗💗❄💗💗💗❄💗💗💗



توضیحات / بیشتر کد : 213
برفستان؛دمی با شاعران(مهدی اخوان ثالث)قسمت سیزدهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_اخوان ثالث


آوای کرک


بده ... بدبد ... بده ... بدبد ..

.

چه اميدي ؟ چه ايماني ؟

کرک جان ! خوب مي خواني

من اين آواز پاکت را دراين غمگين خراب آباد

چو بوي بال هاي سوخته ات پرواز خواهم داد.

.

گرت دستي دهد با خويش در دنجي فراهم باش

بخوان آواز تلخت را ،

وليکن دل به غم مسپار

کرک جان ! بنده ي دم باش.

.

 بده ... بد بد  ره هر پيک و پيغام خبر بسته ست

ته تنها بال و پر ، بال نظر بسته ست

قفس تنگ است و در بسته ست.


کرک جان ! راست گفتي ، خوب خواندي ، ناز آوازت

من اين آواز تلخت را.....

.

بده ... بد بد ...

دروغين بود هم لبخند و هم سوگند

دروغين است هر سوگند و هر لبخند

و حتي دلنشين آواز جفت تشنه ي پيوند.


من اين غمگين سرودت را

هم آواز پرستوهاي آه خويشتن پرواز خواهم داد

به شهر آواز خواهم داد.

.

بده ... بدبد ... چه پيوندي ؟ چه پيماني ؟

کرک جان ! خوب مي خواني

خوشا با خود نشستن ، نرم نرمک اشکي افشاندن

زدن پيمانه اي - دور از گرانان - هر شبي کنج شبستاني.

 

توضیحات / بیشتر کد : 200