close
تبلیغات در اینترنت
برفستان ؛ برنامه هفتگی؛ جمعه - 6

برفستان

http://barfestan.ir/

برفستان ؛ برنامه هفتگی؛ جمعه - 6

برنامه جمعه برفستان شامل دو بخش متن و نوشتار، شامل: عارفانه، مناجات و دمی با شاعران(فریدون مشیری) است، و همچنین یک کلیپ متنوع دکلمه،انگیزشی، آموزشی، دانستنی و.....

برنامه جمعه برفستان شامل دو بخش متن و نوشتار، شامل: عارفانه، مناجات و دمی با شاعران(فریدون مشیری) است، و همچنین یک کلیپ متنوع دکلمه،انگیزشی، آموزشی، دانستنی و.....

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    4 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    3 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    3 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛عارفانه.مناجات (قسمت سوم)
خلاصه مطلب :

🌸💞❄🌸💞❄_برفستان_🌸💞❄🌸💞❄

 

خدای مهربانم

دلم را به تو میسپارم  

تا از عمق جانم بزدایی هر چه حائل است بین من و خودت 

هر چه مرا دور میکند ز تو؛  

همه آنچه از منیت و نواقصم در من است را از من بگیر،

و ببخشای بر من از عشق و الطاف بی پایان خودت، چنان همیشه که بخشیده ایی 

مرا رها ساز از بند هر چه غیر خوبی و نیکی در وجودم هست 

و پر کن خالی درونم را با عشق ناب الهی خود که جز این نتوانم نیک بمانم و مهر بیفشانم  

مهربانا

هزاران شکر که در کنارمان هستی

و قرار و آرام دلهای بیقرارمان

جز تو چه جوییم و جز تو که را خوانیم

که همه تویی و جز تو همه هیچ.

خداوندا…

لحظاتمان را قرین رحمت و مهربانی ات بفرما

و ما را در ادامه راهمان تنها مگذار که یک لحظه بی تو ویرانی دنیاییست.....

 

♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

 

من بغیر از تو نه‌بینم درجهان

قادرا پروردگارا جاودان

 

من ترا دانم ترا دانم ترا

حق ترا کی غیر باشد ای خدا

 

چون به جز تو نیست در هر دو جهان

لاجرم غیری نباشد در میان

 

اولین و آخرین و ای احد

ظاهرین و باطنین و بی عدد

 

این جهان و آن جهان و در نهان

آشکارا در نهان و در عیان

 

هم عیان و هم نهان پیدا توئی

هم درون گنبد خضرا توئی

 

در ازل بودی و باشی همچنان

تا ابد هستی و باشی جاودان...

 

عالمان در علم او درمانده‌اند

عارفان از عرف او وامانده‌اند

 

عاشقان از عشق او حیران شدند

هر دم از نوعی دگر بی‌جان شدند

عطار

 

♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

 

خدایا بیا پشت آن پنجره که وا میشود رو به سوی دلم

بیا پرده ها را کناری بزن که نورت بتابد به روی دلم

خدایا کمک کن که پروانه ی شعر من جان بگیرد

کمی هم به فکر دلم باش ، مبادا بمیرد

خدایا دلم را که هر شب نفس می کشد در هوایت

اگرچه شکسته، شبی می فرستم برایت

 

♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

 

توضیحات / بیشتر کد : 53
برفستان؛دمی با شاعران(فریدون مشیری)قسمت دوم
خلاصه مطلب :

"فریدون مشیری" شاعر دلاویزترین شعر جهان

 

فریدون مشیری سرودن شعر را از پانزده سالگی آغاز کرد. پدر و مادرش هر دو اهل کتاب و مطالعه بودند و مادرش گاهی شعر هم می گفت.

قالب اشعارش در آن زمان غزل بود. غزل هایی عاشقانه و به قول خودش از آن  اشعار، دیوانکی درست کرده بود.

به ابیاتی از غزلی که که در شانزده سالگی گفته بود توجه کنید :

بیا که تیر نگاهت هنوز در پر ماست

گواه ما پر خونین و دیده تر ماست

 

دلی که رام محبت نمی شود دل تست

سری که در ره مهر و وفا رود سر ماست

 

به پادشاهی عالم نظر نیندازیم

گدای درگه عشقیم و عشق افسر ماست

انگيزه سرودن اين شعر واقعه شهريور ۱۳۲۰ بوده است.

از اواخر دهه بیست شمسی رفته رفته اشعار فریدون مشیری در کنار شعرای بنام آن روز ایران در روزنامه ها به چاپ می رسید. پیشینه ی دوستی فریدون مشیری با شعرایی چون استاد محمد حسین شهریار، نادر نادر پور و هوشنگ ابتهاج نیز به همین سال ها بازمی گردد.

در سال ۱۳۳۲ مسئول صفحه ادبی مجله روشنفکر شد. در همین زمان بود که اشعارش در مجله ی سخن هم به چاپ می رسید. فریدون بعدها تایید و تشویق دکتر خانلری، مدیر مجله ی سخن و دکتر رحیم مصطفوی مدیر، مجله ی روشنفکر از عوامل موثر پیشرفت و موفقیت خود در کار شعر و ادبیات عنوان کرد.

او در ۱۳۳۴ نخستین دفتر شعرش را با نام "تشنه طوفان" در ۲۸ سالگی با مقدمه محمدحسین شهریار و علی دشتی منتشر کرد که نیمی از آن اشعار کلاسیک و نیم دیگر شعر نو بود.

اما شاید بتوان گفت که تفاوت عمده ی شعر نوی فریدون با دیگران در آن بود که قابل فهم برای همه بود. خود او دربارهٔ این مجموعه می گوید: «چهارپاره‌هایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا، آن زمان چندین نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سایه) سیاوش کسرایی، مهدی اخوان ثالث و محمد زهری بودند که به همین سبک شعر می‌گفتند و همه شاعران نامدار شدند، زیرا به شعر گذشته بی‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار سعدی و حافظ و فردوسی را خوانده بودیم، در مورد آن ها بحث می‌کردیم و بر آن تکیه می‌کردیم. »

معروفترین اثر فریدون مشیری شعر «کوچه » نام دارد که در اردیبهشت ۱۳۳۹در مجله "روشنفکر" چاپ شد. این شعر از زیباترین و عاشقانه ترین شعرهای نو زبان فارسی است.

با توجه به علاقه ای که فریدون مشیری به عرفان و تصوف ایرانی داشت، مجموعه ای از ۱۰۰ ماجرا منسوب به شیخ ابو سعید ابوالخیر را با عنوان « یکسو نگریستن و یکسان نگریستن » و با مقدمه ای به قلم دکتر جواد نوربخش در اوایل دهه ۱۳۴۰ منتشر کرد.

فریدون مشیری در سال ۱۳۳۵ دومین دفتر شعرش را با عنوان "گناه دریا" منتشر کرد که بازتاب زیادی در میان مردم داشت. اما این ایام دیری نپایید.

عبدالحمید آیتی نویسنده و نظریه پرداز انتقاد تندی از اشعار و سبک فریدون مشیری کرد که شاعر احساساتی را سخت دل آزرده ساخت و موجب شد که تا پنج سال هیچ اثری چاپ نکند.

پس از پنج سال در ۱۳۴۰  فریدون مشیری سومین دفتر شعرش را تحت عنوان "ابر" به چاپ رسانید.

شعر کوچه فریدون در این زمان شهرت باور نکردنی یافت و به زودی بر سر زبان ها افتاد. این دفتر به چاپ های بعدی نیز رسید و این شعر موجب شد که عنوان اثر به "ابر و کوچه" تغییر پیدا کند. پس از هفت سال که از چاپ موفقیت آمیز ابر و کوچه می گذشت مشیری در سال ۱۳۴۷ دفتر "بهار را باور کن" را به چاپ رساند و بعد کتاب های "مروارید مهر" در سال ۱۳۵۵ و "از خاموشی" را در سال ۱۳۵۷ را به چاپ رساند.

فریدون مشیری در سال های دهه پنجاه به عضویت شورای موسیقی و شعر رادیو در آمده بود و سرگرم کار در این در این حوزه بود.

او توجه خاصی به موسیقی ایرانی داشت و به همین دلیل عضویت شورای موسیقی و شعر رادیو را پذیرفته بود.  از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ در کنار افرادی چون هوشنگ ابتهاج، سیمین بهبهانی و عماد خراسانی سهمی بسزا در پیوند دادن شعر با موسیقی و غنی ساختن برنامه ی گل های تازه رادیو ایران آن سال ها داشت. 

فریدون مشیری در سال های بعد ازانقلاب اسلامی و به دلیل بازنشستگی و فراغت از مشاغل اداری و دولتی بیشتر به شعر و ادبیات پرداخت و توانست اثراتی بدیع و جاودان خلق کند. در ده سال آخر عمرش آن قدر پر کار شده بود که از مجموع دوازده دفتر چاپ شده از وی شش دفتر مربوط به ده سال آخر عمر پر بارش است که از آن جمله :

از دیار آشتی، آه باران، با پنج سخن سرا، لحظه ها و احساس، آواز آن پرنده غمگین و تا صبح تابناک اهورایی است....

*_برفستان_*

توضیحات / بیشتر کد : 40
برفستان؛عارفانه.مناجات (قسمت دوم)
خلاصه مطلب :

🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸

 

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز؟

می‌کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم …!

“قیصر امین‌ پور

🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸

 

چه هوایی … چه طلوعی!

جانم …

باید امروز حواسم باشد

که اگر قاصدکی را دیدم

آرزوهایم را

بدهم تا برساند به خدا …!

به خدایی که خودم می‌دانم!

نه خدایی که برایم از خشم

نه خدایی که برایم از قهر

نه خدایی که برایم ز غضب

ساخته‌اند!

به خدایی که خودم می‌دانم!

به خدایی که دلش پروانه‌ ست …

و به مرغان مهاجر

هر سال راه را می‌گوید !

و به باران گفته ست

باغ‌ها تشنه شدند …!

و حواسش حتی

به دل نازک شب بو هم هست!

که مبادا که ترک بردارد …!

به خدایی که خودم می‌دانم

چه خدایی … جانم …!

“سهراب سپهری”

 

🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸

 

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند

که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت

به رقص درآیی

قصه عشق،

انسان بودن ماست

اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست

سرت را بالا بگیر و لبخند بزن

”فهمیدن” کار هر آدمی نیست…

“احمد شاملو”

 

🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸

 

برفستان،عارفانه،خدا

 

ﮔﺮ ﮔﻨﺎﻫﻢ ﺳﺨﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭﺳﺖ ﺭﺣﻤﺖ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ

ﺑﺮ ﮔﻨﺎﻩ ﺳﺨﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭﻡ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﺑﺒﺨﺶ

 

ﭼﻮﻥ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﺎﺭ ﺑﺪﺭﻓﺘﺎﺭ ﻧﺎﺩﺍﻧﺎﻥ ﺗﻮﯾﯽ

ﺑﺮ ﻣﻦ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻡ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﺑﺒﺨﺶ

 

ﻣﺎﯾﻪﺩﺍﺭﺍﻥ ﻧﻘﺪ ﺭﻭﺯ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﺯﺁﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ

ﺑﯽ ﺯﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻭ ﺑﺎﺯﺍﺭﻡ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﺑﺒﺨﺶ

“اوحدی مراغه ای”

 

🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸

 

ای آن که طلب کار خدایی، به خود آ

از خود بطلب، کز تو خدا نیست جدا

 

اول به خود آ چون به خود آیی به خدا

اقرار بیاری به خداییّ خدا

“شاه نعمت الله ولی”

 

🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸❄❄❄🌸

*_برفستان_*

 

توضیحات / بیشتر کد : 39
برفستان؛دمی با شاعران(فریدون مشیری)قسمت اول
خلاصه مطلب :

زندگینامه:

فریدون مُشیری (۲۱ سپتامبر ۱۹۲۶، تهران - ۲۴ اکتبر ۲۰۰۰) شاعر، روزنامه‌نگار، ناقد و موسیقی‌دان ایرانی بود. وی در سی ام شهریور ۱۳۰۵ در تهران خیابان ایران(خیابان عین الدوله) به دنیا آمد.  سرودن شعر را از نوجوانی و تقریباً از پانزده سالگی شروع کرد. اولین مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگی او با مقدمه محمدحسین شهریار و علی دشتی در ۱۳۳۴ به چاپ رسید. خود او دربارهٔ این مجموعه می‌گوید: «چهارپاره‌هایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا، آن زمان چندین نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سایه)، سیاوش کسرایی، مهدی اخوان ثالث و محمد زهریبودند که به همین سبک شعر می‌گفتند و همه شاعران نامدار شدند، زیرا به شعر گذشته بی‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار سعدی و حافظ وفردوسی را خوانده بودیم، در مورد آن‌ها بحث می‌کردیم و بر آن تکیه می‌کردیم.»

 

*_برفستان_*

توضیحات / بیشتر کد : 25
برفستان؛عارفانه.مناجات؛قسمت اول
خلاصه مطلب :

🌸🌸🌸🌸🌸❄❄❄❄🌸🌸🌸🌸🌸

 

"خدا "

آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا،

زمانی که هراس مرگ میدزدد سکوتت را،

یکی همچون نسیم دشت میگوید:

کنارت هستم ای تنها.......

.

.

.

.

🌸🌸🌸🌸🌸❄❄❄❄🌸🌸🌸🌸🌸

 

یا رب نظری بر من سرگردان کن

لطفی به من دلشده حیران کن

 

با من مکن آنچه من سزای آنم

آنچ از کرم و لطف تو زیبد آن کن

ابوسعید ابوالخیر🍂

 

🌸🌸🌸🌸🌸❄❄❄❄🌸🌸🌸🌸🌸

 

ای جان جان جانم تو جان جان جانی

بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی

 

پی می‌برد به چیزی جانم ولی نه چیزی

تو آنی و نه آنی یا جانی و نه جانی

 

بس کز همه جهانت جستم به قدر طاقت

اکنون نگاه کردم تو خود همه جهانی

 

گنج نهانی اما چندین طلسم داری

هرگز کسی ندانست گنجی بدین نهانی

 

نی نی که عقل و جانم حیران شدند و واله

تا چون نهفته ماند چیزی بدین عیانی

 

چیزی که از رگ من خون می‌چکید کردم

فانی شدم کنون من باقی دگر تو دانی

 

کردم محاسن خود دستار خوان راهت

تا بو که از ره خود گردی برو فشانی

 

در چار میخ دنیا مضطر بمانده‌ام من

گر وارهانی از خود دانم که می‌توانی

 

عطار بی نشان شد از خویشتن بکلی

بویی فرست او را از کنه بی نشانی

عطار🍂

 

🌸🌸🌸🌸🌸❄❄❄❄🌸🌸🌸🌸🌸

 

آرامش

نه عاشق بودن است

نه گرفتن دستی که عاشقش هستی.

نه حرف های عاشقانه و نه قربان صدقه های چند ثانیه ای

...آرامش ...

...حضور خداست...

وقتی در اوج نبودن ها نابودت نمیکند

وقتی ناگفته‌هایت را بی آنکه بگویی، می‌فهمد

وقتی نیازی نیست برای بودنش التماس کنی

غرورت را تا مرز نابودی پیش ببری

آرامش یعنی همین

تو بی هیچ قید و شرط خدا را داری...💕

 

🌸🌸🌸🌸🌸❄❄❄❄🌸🌸🌸🌸🌸

 

کی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم تو را

کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را

 

غیبت نکرده‌ای که شوم طالب حضور

پنهان نگشته‌ای که هویدا کنم تو را

 

با صد هزار جلوه برون آمدی که من

با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

 

بالای خود در این چشم من ببین

تا باخبر ز عالم بالا کنم تو را

فروغی بسطامی🍂

 

🌸🌸🌸🌸🌸❄❄❄❄🌸🌸🌸🌸🌸

 

یا ابا صالح المهدی

 

مناجات با امام زمان(عج)

*_برفستان_*

توضیحات / بیشتر کد : 26