close
تبلیغات در اینترنت
نظم - 2

برفستان

http://barfestan.ir/

نظم - 2

نظم

نظم

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    42 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    36 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    35 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    39 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    34 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛دمی با شاعران(مهدی اخوان ثالث)قسمت یازدهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_اخوان ثالث


ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم عنوان کتاب شعری از شاعر نامدار،مهدی اخوان ثالث می‌باشد. این کتاب هشتمین مجموعه شعر چاپ شده از سوی اوست.


***

توضیحات / بیشتر کد : 172
برفستان؛گذری بر شاهنامه فردوسی؛قسمت یازدهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_شاهنامه فردوسی

داستان پادشاهی ضحاک

《بخش دوم》


چنان بد که هر شب دو مرد جوان


چه کهتر چه از تخمهٔ پهلوان


خورشگر ببردی به ایوان شاه


همی ساختی راه درمان شاه


بکشتی و مغزش بپرداختی


مران اژدها را خورش ساختی


دو پاکیزه از گوهر پادشا


دو مرد گرانمایه و پارسا


یکی نام ارمایل پاکدین


دگر نام گرمایل پیشبین


چنان بد که بودند روزی به هم


سخن رفت هر گونه از بیش و کم


ز بیدادگر شاه و ز لشکرش


وزان رسمهای بد اندر خورش


یکی گفت ما را به خوالیگری


بباید بر شاه رفت آوری


وزان پس یکی چاره‌ای ساختن


ز هر گونه اندیشه انداختن


مگر زین دو تن را که ریزند خون


یکی را توان آوریدن برون


برفتند و خوالیگری ساختند


خورشها و اندازه بشناختند


خورش خانهٔ پادشاه جهان


گرفت آن دو بیدار دل در نهان


چو آمد به هنگام خون ریختن


به شیرین روان اندر آویختن


ازان روز بانان مردم‌کشان


گرفته دو مرد جوان راکشان


زنان پیش خوالیگران تاختند


ز بالا به روی اندر انداختند


پر از درد خوالیگران را جگر


پر از خون دو دیده پر از کینه سر


همی بنگرید این بدان آن بدین


ز کردار بیداد شاه زمین


از آن دو یکی را بپرداختند


جزین چاره‌ای نیز نشناختند


برون کرد مغز سر گوسفند


بیامیخت با مغز آن ارجمند


یکی را به جان داد زنهار و گفت


نگر تا بیاری سر اندر نهفت


نگر تا نباشی به آباد شهر


ترا از جهان دشت و کوهست بهر


به جای سرش زان سری بی‌بها


خورش ساختند از پی اژدها


ازین گونه هر ماهیان سی‌جوان


ازیشان همی یافتندی روان


چو گرد آمدی مرد ازیشان دویست


بران سان که نشناختندی که کیست


خورشگر بدیشان بزی چند و میش


سپردی و صحرا نهادند پیش


کنون کرد از آن تخمه داد نژاد


که ز آباد ناید به دل برش یاد


پس آیین ضحاک وارونه خوی


چنان بد که چون می‌بدش آرزوی


ز مردان جنگی یکی خواستی


به کشتی چو با دیو برخاستی


کجا نامور دختری خوبروی


به پرده درون بود بی‌گفت‌گوی


پرستنده کردیش بر پیش خویش


نه بر رسم دین و نه بر رسم کیش


 ****



توضیحات / بیشتر کد : 159
برفستان؛دمی با شاعران(مهدی اخوان ثالث)قسمت دهم
خلاصه مطلب :

دوزخ اما سرد عنوان کتاب شعری از شاعر نامدار، مهدی اخوان ثالث می‌باشد. این کتاب هفتمین مجموعه شعر چاپ شده از سوی اخوان ثالث است.

لیست اشعار این مجموعه:


دوزخ اما سرد


شهاب‌ها و شب

ییلاقی

آنک! ببین ...

به دیدارم بیا هر شب

روز و شب

دریغا

شمعدان

این است که...

آوار عید

پارینه

مردُم! ای مردُم


***



توضیحات / بیشتر کد : 157
برفستان؛گذری بر شاهنامه فردوسی؛قسمت دهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_شاهنامه فردوسی

داستان پادشاهی ضحاک

《بخش اول》


چو ضحاک شد بر جهان شهریار

برو سالیان انجمن شد هزار


سراسر زمانه بدو گشت باز

برآمد برین روزگار دراز


نهان گشت کردار فرزانگان

پراگنده شد کام دیوانگان


هنر خوار شد جادویی ارجمند

نهان راستی آشکارا گزند


شده بر بدی دست دیوان دراز

به نیکی نرفتی سخن جز به راز


دو پاکیزه از خانهٔ جمشید

برون آوریدند لرزان چو بید


که جمشید را هر دو دختر بدند

سر بانوان را چو افسر بدند


ز پوشیده‌رویان یکی شهرناز

دگر پاکدامن به نام ارنواز


به ایوان ضحاک بردندشان

بران اژدهافشن سپردندشان


بپروردشان از ره جادویی

بیاموختشان کژی و بدخویی


ندانست جز کژی آموختن

جز از کشتن و غارت و سوختن


***

توضیحات / بیشتر کد : 147
برفستان، دمی با شاعران(صائب تبریزی)تک بیت ها ؛قسمت پنجم
خلاصه مطلب :

*برفستان *گزیده تک بیت های صائب تبریزی:

 

تا ترا از دور دیدم، رفت عقل و هوش من

می‌شود نزدیک منزل کاروان از هم جدا  

 

◇☆☆☆◇

 

از همان راهی که آمد گل، مسافر می‌شود

باغبان بیهوده می‌بندد در گلزار را

 

 ◇☆☆☆◇

 

بوسه را در نامه می‌پیچد برای دیگران

آن که می‌دارد دریغ از عاشقان پیغام را

 

 ◇☆☆☆◇

 

فنای من به نسیم بهانه‌ای بندست

به خاک با سر ناخن نوشته‌اند مرا

 

 ◇☆☆☆◇

 

گر بدانی چه قدر تشنهٔ دیدار توام

خواهی آمد عرق‌آلود به آغوش مرا!

 

◇☆☆☆◇

توضیحات / بیشتر کد : 76