close
تبلیغات در اینترنت
نظم - 5

برفستان

http://barfestan.ir/

نظم - 5

نظم

نظم

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    5 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    5 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛دمی با شاعران(حافظ)قسمت چهارم
خلاصه مطلب :

《_برفستان_عشق حافظ》

حافظ نمونه ی بارزی از عاشقان است که در سراسر دیوانش آثار عشق در آن هویداست. شمس الدین محمد حافظ که لقب « لسان الغیب » و « ترجمان الاسرار » هدیه عارفان و عاشقان ادب و هنر به اوست.

عشق ناسوتی گذراست و مشخصه ی آن ناکامی؛ ناکام ماندن شوق وصال لازمه ی عشق ناسوتی است. تنها مرگ و يا ترک نفس است که کاميابی غايی را با خود دارد. اما آموختن اين امر مشکل است؛ آن چيزی است که عقل حاضر به قبولش نيست. اهميت اين موضوع به حدی است که ديوان حافظ آشکارا با اين مشکل آغاز می شود:

الا يا ايهاالساقی ادرکأساً و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

 

شعر ديگری با همين مضمون گمان ما را تأئيد می کند و دوباره با الفاظی مشابه از مشکلات عشق سخن می گويد؛ همزمان اما توضيح بيشتری در معنای آن می دهد:

تحصيل عشق و رندی آسان نمود اول / آخر بسوخت جانم در کسب اين فضايل

حلاج بر سر دار اين نکته خوش سرايد / از شافعی نپرسيد امثال اين مسايل

 

برای عارفی همچون حافظ،عشق جنبه ای روحانی و مقدس دارد و نمی توان با مفهوم مادی از این کلمه منظور او را دریافت.

عشق در حوزه ای عمل می کند که در آن حتی عمل مادی و جسمانی خود به خود به صورت عملی روحانی و مقدس در می آید. از این رو ،برای یک عارف،حتی زتدگی عادی روزمره،جنبه ای روحانی دارد.با این مفهوم از کلمه عشق است که حافظ لب به ستایش از آن می گشاید:

از صدای نفس عشق ندیدم خوش تر/ یادگاری که در این گنبد دوار بماند

اما این نوای خوش بدون محنت و رنج،محنت و رنجی که ناشی از دور ماندن انسان از اصل و خاستگاه قدسی خویش است،شنیده نمی گردد.

تمامی غزلیات حافظ سروده های عشق است؛از نظر حافظ شعر صرفا وسیله ای برای پرده گشایی جمال عشق و تجلیل از آن است.او خود از تاثیر عشق بر سخن خود با خبر است،چه که می گوید: مرا تا عشق تعلیم سخن کرد/حدیثم نکته هر محفلی بود

 

حافظ نه تنها عاشق، بلکه سراينده ی عشق است و خود معترف است که او را عشق، تعليم سخن داده و  شاعر ساخته است و شهرت شاعری خود را نيز مديون همين آموزش است:

مرا تا عشق تعليم سخن داد / حديثم نکته ی هر محفلی شد

زبور عشق نوازی نه کار هر مرغيست / بيا و نوگل اين بلبل غزلخوان باش

 

در اغلب ابيات حافظ عشق به دل نسبت داده شده . شايد اين ابيات بيانگر آغاز عشق يا همان درجۀ محبّت است. حافظ عشق را موجب صفاي دل و فناي دل مي داند :

نفاق و زرق نبخشد صفاي دل حافظ/طريق رندي و عشق اختيار خواهم كرد

به بوي او دل بيمار عاشقان چو صبا/فداي عارض نسرين و چشم نرگس شد

 

توضیحات / بیشتر کد : 58
برفستان؛دمی با شاعران(مولانا)قسمت چهارم
خلاصه مطلب :

《عشق و مولانا 》*_برفستان_*

 گزیده ای از اوصاف عشق در بیان مولانا:

 

عرفا معتقدند که اصل همه محبت ها حضرت حق است و از اوست که محبت در همه هستي جاري و ساري مي شود. عشق، راز آفرينش و چاشني حيات و خميرمايه تصوف و سرمنشاء کارهاي خطير درعالم و اساس شور و شوق و وجد و نهايت حال عارف است که با رسيدن به کمال، به فنا در ذات معشوق و وحدت عشق و عاشق و معشوق منتهي مي شود.

عشق وديعه اي الهي است که در وجود انسان نهاده شده و با ذات و فطرت وي عجين گشته و انسان پيوسته به دنبال معبود و معشوق حقيقي بوده است.

مولانا مي گويد: ناف ما بر مهر او ببريده اند/عشق او در جان ما کاريده اند

او به سبب سوز عشقي که در دل دارد پله پله مقامات را تا فنا پشت سر مي نهد تا به ملاقات معشوق حقيقي نايل آيد.

عشقي که مولانا از آن صحبت مي کند عشق حقيقي و راستين است نه عشق هاي رنگين که عاقبت به ننگ انجامد.

مولوی می‌گوید که عشق به هیچ روی اسیر تعریف‌های عقلانی نمی‌شود. چون عشق وصف خداست، و عقل از وصفش قاصر است. در واقع عشق وصل است، نه وصف. برای این‌که بدانیم عشق چه است و چه نیست، باید عاشق شویم.

 

هر چه گویم عشق را شرح و بیان/ چون به عشق آیم خجل مانم از آن

عقل در شرحش چو خر در گل بخفت/ شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت

گرچه تفسیر زبان روشن‌گر است/ لیک عشق بی‌زبان زان خوش‌تر است

آفتاب آمد دلیل آفتاب/ گر دلیلت باید از وی رو متاب

 

عشق در نزد مولوی دارای اهمیتی بس عظیم است. به‌طوری که بدون مبالغه می‌توان ادعا کرد که تمام آثار و اشعار او حول محور عشق می‌چرخد؛ بنابراین جایگاهی که عشق در نزد او دارد، چیز عجیبی نیست؛ چون او بدون عشق همه چیز را بی‌فایده می‌داند.

عمر که بی عشق رفت/ هیچ حسابش مگیر

آب حیاتست عشق/ در دل و جانش پذیر

عشق چو بگشاد رخت/سبز شود هر درخت

برگ جوان بردمد/ هر نفس از شاخ پیر

توضیحات / بیشتر کد : 56
برفستان؛دمی با شاعران(فریدون مشیری)قسمت سوم
خلاصه مطلب :

*_برفستان_*

دومین دفتر شعری فریدون مشیری مجموعه شعر گناه دریا است که برای اولین بار در سال ۱۳۳۴ بدست انتشارات صفی‌علیشاه چاپ شد.

این مجموعه بازتاب زیادی بین عموم مردم داشت...

 

لیست اشعار دفتر گناه دریا:

توضیحات / بیشتر کد : 54
برفستان؛دمی با شاعران(مهدی اخوان ثالث)قسمت سوم
خلاصه مطلب :

*_برفستان_* 

 "زمستان"  دومین مجموعه شعر چاپ شده از سوی اخوان ثالث است.

کتاب زمستان در اواسط دهه سی شمسی منتشر شد، و از شاخص‌ترین کتاب‌های شعر نو نیمائی در این دهه به‌شمار می‌رود.

این کتاب بود که مهدی اخوان ثالث را شناساند و نشان داد که چهره شاعری او به هیچ یک از شاعران دیگر شبیه نیست. 

شعرهای موفق این مجموعه عبارتند از:

اندوه

برای دخترکم لاله و آقای مینا

لحظه دیدار

باغ من

آواز کَرَک

چاووشی

زمستان

توضیحات / بیشتر کد : 52
برفستان؛عاشقانه ها(قسمت سوم)
خلاصه مطلب :

🌸❄_برفستان_عاشقان❄🌸

 

امشب از آسمان دیده تو

روی شعرم ستاره میبارد

در سكوت سپید كاغذها

پنجه هایم جرقه میكارد

 

شعر دیوانه تب آلودم

شرمگین از شیار خواهشها

پیكرش را دوباره می سوزد

عطش جاودان آتشها

 

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

كه همین دوست داشتن زیباست

 

از سیاهی چرا حذر كردن

شب پر از قطره های الماس است

آنچه از شب به جای می ماند

عطر سكر آور گل یاس است

 

آه بگذار گم شوم در تو

كس نیابد ز من نشانه من

روح سوزان آه مرطوب من

بوزد بر تن ترانه من

 

آه بگذار زین دریچه باز

خفته در پرنیان رویا ها

با پر روشنی سفر گیرم

بگذرم از حصار دنیاها

 

دانی از زندگی چه میخواهم

من تو باشم  تو  پای تا سر تو

زندگی گر هزار باره بود

بار دیگر تو بار دیگر تو

 

آنچه در من نهفته دریاییست

كی توان نهفتنم باشد

با تو زین سهمگین طوفانی

كاش یارای گفتنم باشد

 

بس كه لبریزم از تو می خواهم

بدوم در میان صحراها

سر بكوبم به سنگ كوهستان

تن بكوبم به موج دریا ها

 

بس كه لبریزم از تو می خواهم

چون غباری ز خود فرو ریزم

زیر پای تو سر نهم آرام

به سبك سایه تو آویزم

 

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه نا پیداست

من به پایان دگر نیندیشم

كه همین دوست داشتن زیباست

فروغ فرخزاد🍂❄

 

❣❣❣❣❣❄❄❣❣❣❣❣

 

چقدر این دوست‌ داشتن‌های بی‌دلیل

خوب است

مثل همین باران بی‌سوال

که هی می‌بارد

که هی اتفاقاً آرام و شمرده شمرده می‌بارد !

سيد علي صالحي🍂❄

 

❣❣❣❣❣❄❄❣❣❣❣❣

 

زیبا! هوای حوصله ابری است

چشمی از عشق ببخشایم

تا رود آفتاب بشوید،دلتنگی مرا

 

زیبا! هنوز عشق

در حول و حوش

چشم تو می‌چرخد

از من مگیر چشم

دست مرا بگیر و

کوچه‌های محبت را با من بگرد

یادم بده چگونه بخوانم

تا عشق در تمامی دل‌ها معنا شود

یادم بده چگونه نگاهت کنم

که تردی بالایت در تندباد عشق نلرزد

 

زیبا! آن‌گونه عاشقم

که حرمت مجنون را

احساس می‌کنم

 

آن‌گونه عاشقم

که نیستان را یک‌جا

هوای زمزمه دارم

 

آن‌گونه عاشقم

که هر نفسم

شعر است

 

زیبا

چشم تو شعر

چشم تو شاعر است

من دزد شعرهای چشم تو هستم

 

زیبا

کنار حوصله‌ام بنشین

بنشین مرا به شط غزل بنشان

بنشان مرا به منظره عشق

بنشان مرا به منظره باران

بنشان مرا به منظره رویش

من سبز می‌شوم

 

زیبا! ستاره‌های کلامت را

در لحظه‌های ساکت عاشق بر من ببار

بر من ببار تا که برویم بهاروار

چشم از تو بود

و عشق بچرخانم بر حول این مدار

زیبا! زیبا…

تمام حرف دلم این است

من عشق را

به نام تو آغاز کرده ام

در هر کجای عشق که هستی

آغاز کن مرا

محمدرضا عبدالملکیان🍂❄

 

❣❣❣❣❣❄❄❣❣❣❣❣

 

عاشقانه؛ برفستان

 

توضیحات / بیشتر کد : 51