close
تبلیغات در اینترنت
برفستان؛دمی با شاعران(حافظ)قسمت چهارم

برفستان

http://barfestan.ir/

برفستان؛دمی با شاعران(حافظ)قسمت چهارم

حافظ نمونه ی بارزی از عاشقان است که در سراسر دیوانش آثار عشق در آن هویداست.شمس الدین محمد حافظ که لقب « لسان الغیب » و « ترجمان الاسرار » هدیه عارفان و عاشقان..

حافظ نمونه ی بارزی از عاشقان است که در سراسر دیوانش آثار عشق در آن هویداست.شمس الدین محمد حافظ که لقب « لسان الغیب » و « ترجمان الاسرار » هدیه عارفان و عاشقان..

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن برفستان

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    42 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    36 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    35 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    39 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    34 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛دمی با شاعران(حافظ)قسمت چهارم
مطلب :

《_برفستان_عشق حافظ》

حافظ نمونه ی بارزی از عاشقان است که در سراسر دیوانش آثار عشق در آن هویداست. شمس الدین محمد حافظ که لقب « لسان الغیب » و « ترجمان الاسرار » هدیه عارفان و عاشقان ادب و هنر به اوست.

عشق ناسوتی گذراست و مشخصه ی آن ناکامی؛ ناکام ماندن شوق وصال لازمه ی عشق ناسوتی است. تنها مرگ و يا ترک نفس است که کاميابی غايی را با خود دارد. اما آموختن اين امر مشکل است؛ آن چيزی است که عقل حاضر به قبولش نيست. اهميت اين موضوع به حدی است که ديوان حافظ آشکارا با اين مشکل آغاز می شود:

الا يا ايهاالساقی ادرکأساً و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

 

شعر ديگری با همين مضمون گمان ما را تأئيد می کند و دوباره با الفاظی مشابه از مشکلات عشق سخن می گويد؛ همزمان اما توضيح بيشتری در معنای آن می دهد:

تحصيل عشق و رندی آسان نمود اول / آخر بسوخت جانم در کسب اين فضايل

حلاج بر سر دار اين نکته خوش سرايد / از شافعی نپرسيد امثال اين مسايل

 

برای عارفی همچون حافظ،عشق جنبه ای روحانی و مقدس دارد و نمی توان با مفهوم مادی از این کلمه منظور او را دریافت.

عشق در حوزه ای عمل می کند که در آن حتی عمل مادی و جسمانی خود به خود به صورت عملی روحانی و مقدس در می آید. از این رو ،برای یک عارف،حتی زتدگی عادی روزمره،جنبه ای روحانی دارد.با این مفهوم از کلمه عشق است که حافظ لب به ستایش از آن می گشاید:

از صدای نفس عشق ندیدم خوش تر/ یادگاری که در این گنبد دوار بماند

اما این نوای خوش بدون محنت و رنج،محنت و رنجی که ناشی از دور ماندن انسان از اصل و خاستگاه قدسی خویش است،شنیده نمی گردد.

تمامی غزلیات حافظ سروده های عشق است؛از نظر حافظ شعر صرفا وسیله ای برای پرده گشایی جمال عشق و تجلیل از آن است.او خود از تاثیر عشق بر سخن خود با خبر است،چه که می گوید: مرا تا عشق تعلیم سخن کرد/حدیثم نکته هر محفلی بود

 

حافظ نه تنها عاشق، بلکه سراينده ی عشق است و خود معترف است که او را عشق، تعليم سخن داده و  شاعر ساخته است و شهرت شاعری خود را نيز مديون همين آموزش است:

مرا تا عشق تعليم سخن داد / حديثم نکته ی هر محفلی شد

زبور عشق نوازی نه کار هر مرغيست / بيا و نوگل اين بلبل غزلخوان باش

 

در اغلب ابيات حافظ عشق به دل نسبت داده شده . شايد اين ابيات بيانگر آغاز عشق يا همان درجۀ محبّت است. حافظ عشق را موجب صفاي دل و فناي دل مي داند :

نفاق و زرق نبخشد صفاي دل حافظ/طريق رندي و عشق اختيار خواهم كرد

به بوي او دل بيمار عاشقان چو صبا/فداي عارض نسرين و چشم نرگس شد

 







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
توضیحات / برفستان کد : 58