close
تبلیغات در اینترنت
برفستان؛حکایات جالب و خواندنی(قسمت شانزدهم)

برفستان

http://barfestan.ir/

برفستان؛حکایات جالب و خواندنی(قسمت شانزدهم)

الله را به خواب دیدم گفتم: راه به تو چون است؟ گفت: از خود فروتر آی، رسیدی./ بایزید_بسطامی

الله را به خواب دیدم گفتم: راه به تو چون است؟ گفت: از خود فروتر آی، رسیدی./ بایزید_بسطامی

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن برفستان

last answers on forum
  1. عکس نوشته های عاشقانه

    48 مشاهده 41 پاسخ soli
  2. عکس نوشته های انگلیسی

    42 مشاهده 32 پاسخ soli
  3. بابا لنگ دراز از جین وبستر

    15 مشاهده 0 پاسخ sunshine2712
  4. اتوبوس سرگردان ار جان اشتاین بک

    17 مشاهده 0 پاسخ sunshine2712
  5. داستایوفسکی

    14 مشاهده 0 پاسخ atefe
برفستان؛حکایات جالب و خواندنی(قسمت شانزدهم)
مطلب :

_برفستان_حکایت های ادبی



گفت هارون‌الرشید که این لیلی را بیارید تا من ببینمش که مجنون چنین شوری از عشق او در جهان انداخت، و از مشرق تا مغرب قصۀ عشق او را عاشقان آینۀ خود ساخته‌اند.

خرج بسیار کردند و حیلۀ بسیار، لیلی را بیاوردند. 

به خلوت در آمد، خلیفه شبانگاه شمع‌ها برافروخته، درو نظر می‌کرد ساعتی، و ساعتی سر پیش می‌انداخت. 

با خود گفت که در سخنش درآرم، باشد به واسطۀ سخن در روی او آن چیز ظاهرتر شود. 

رو به لیلی کرد و گفت: لیلی تویی؟

گفت: بلی، لیلی منم؛ امّا مجنون تو نیستی.

آن چشم که در سر مجنون است در سر تو نیست.


مقالات‌_شمس


***







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
توضیحات / برفستان کد : 237