close
تبلیغات در اینترنت
برفستان؛حکایات جالب و خواندنی(قسمت ششم)؛بهلول

برفستان

http://barfestan.ir/

برفستان؛حکایات جالب و خواندنی(قسمت ششم)؛بهلول

روزی از بهلول پرسیدند : راز طول عمر در چیست ؟/گفت : در زبان آدمی ./گفتند؛ چگونه است آن راز؟ /گفت؛ آن‌است که هر اندازه زبان آدمی کوتاه باشد، عمرش دراز می‌ شود...

روزی از بهلول پرسیدند : راز طول عمر در چیست ؟/گفت : در زبان آدمی ./گفتند؛ چگونه است آن راز؟ /گفت؛ آن‌است که هر اندازه زبان آدمی کوتاه باشد، عمرش دراز می‌ شود...

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن برفستان

last answers on forum
  1. عکس نوشته های عاشقانه

    51 مشاهده 41 پاسخ soli
  2. عکس نوشته های انگلیسی

    42 مشاهده 32 پاسخ soli
  3. بابا لنگ دراز از جین وبستر

    16 مشاهده 0 پاسخ sunshine2712
  4. اتوبوس سرگردان ار جان اشتاین بک

    17 مشاهده 0 پاسخ sunshine2712
  5. داستایوفسکی

    15 مشاهده 0 پاسخ atefe
برفستان؛حکایات جالب و خواندنی(قسمت ششم)؛بهلول
مطلب :

_برفستان_حکایات بهلول

 

بهلول را پرسیدند که عصا به چه کار آید ؟

بهلول گفت: عصا به این کار آید که روزی هزار بار زمین می خورد تا صاحبش زمین نخورد.

 

*****

 

روزي سوداگري بغدادي از بهلول سوال نمود من چه بخرم تا منافع زياد ببرم؟

بهلول جواب داد آهن و پنبه.

آن مرد رفت و مقداري آهن و پنبه خريد و انبار نمود اتفاقا" پس از چند ماهي فروخت و سود فراوان برد. باز روزي به بهلول بر خورد. اين دفعه گفت بهلول ديوانه من چه بخرم تا منافع ببرم؟

بهلول اين دفعه گفت پياز بخر و هندوانه.  

سوداگر اين دفعه رفت و سرمايه خود را تمام پياز خريد و هندوانه انبار نمود و پس از مدت كمي تمام پياز و هندوانه هاي او پوسيد و از بين رفت و ضرر فراوان نمود. فوري به سراغ بهلول رفت و به او گفت در اول كه از تو مشورت نموده، گفتي آهن بخر و پنبه، نفعي برده. ولي دفعه دوم اين چه پيشنهادي بود كردي؟ تمام سرمايه من از بين رفت.

بهلول در جواب آن مرد گفت روز اول كه مرا صدا زدي گفتي آقاي شيخ بهلول و چون مرا شخص عاقلي خطاب نمودي من هم از روي عقل به تو دستور دادم . ولي دفعه دوم مرا بهلول ديوانه صدا زدي، من هم از روي ديوانگي به تو دستور دادم .

مرد از گفته دوم خجل شد و مطلب را درك نمود.

 

*****

 

روزي وزير خليفه به تمسخر بهلول را گفت: خليفه تو را حاكم به سگ و خروس و خوك نموده است.

بهلول جواب داد پس از اين ساعت قدم از فرمان من بيرون منه، كه رعيت مني.

همراهان وزير همه به خنده افتادند و وزير از جواب بهلول منفعل و خجل گرديد.

 

*****

 







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
توضیحات / برفستان کد : 91