close
تبلیغات در اینترنت
برفستان؛دمی با شاعران؛(فریدون مشیری)قسمت ششم

برفستان

http://barfestan.ir/

برفستان؛دمی با شاعران؛(فریدون مشیری)قسمت ششم

هر حبابی، دیده ای در جستجوست، چون رسد هر قطره گوید: ــ ” دوست! دوست …”

هر حبابی، دیده ای در جستجوست، چون رسد هر قطره گوید: ــ ” دوست! دوست …”

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن برفستان

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    42 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    36 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    35 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    39 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    34 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛دمی با شاعران؛(فریدون مشیری)قسمت ششم
مطلب :

_برفستان_فریدون مشیری

 

مجموعه شعر مروارید مهر یکی از دفتر اشعار فریدون مشیری است...

در اکثر شعر های این مجموعه دریا عنصر اصلی است.

 

گزیده اشعار این مجموعه:

 

شعر دلاویزترین:

از دل افروزترین روزِ جهان،

خاطره ای با من هست.

به شما ارزانی

سحری بود و هنوز،

گوهرِ ماه به گیسوی شب آویخته بود.

گل یاس،

عشق در جان هوا ریخته بود.

من به دیدار سحر می رفتم

نفسم با نفس یاس درآمیخته بود .

***

می گشودم پر و می رفتم و می گفتم : «های !

بسرای ای دل شیدا، بسرای .

این دل افروزترین روز جهان را بنگر !

تو دلاویز ترین شعر جهان را بسرای !

آسمان، یاس، سحر، ماه، نسیم،

روح درجسم جهان ریخته اند،

شور و شوق تو برانگیخته اند،

تو هم ای مرغک تنها، بسرای !

همه درهای رهایی بسته ست،

تا گشائی به نسیم سخنی، پنجرها را، بسرای !

بسرای … »

من به دنبال دلاویزترین شعر جهان می رفتم !

***

در افق، پشت سرا پردۀ نور

باغ های گل سرخ،

شاخه گسترده به مهر،

غنچه آورده به ناز،

دم به دم از نفس باد سحر؛

غنچه ها می شد باز .

غنچه ها می رسد باز،

باغ های گل سرخ،

باغ های گل سرخ،

یک گل سرخ درشت از دل دریا برخاست !

چون گل افشانی لبخند تو،

در لحظه شیرین شکفتن

خورشید 

چه فروغی به جهان می بخشید

چه شکوهی …

همه عالم به تماشا برخاست

من به دنبال دلاویزترین شعر جهان می گشتم

***

دو کبوتر در اوج،

بال در بال گذر می کردند .

دو صنوبر در باغ،

سر فرا گوشِ هم آورده به نجوا غزلی می خواندند.

مرغِ دریایی، با جفت خود، از ساحلِ دور

رو نهادند به دروازه نور …

چمن خاطر من نیز ز جان مایۀ عشق،

در سرا پردۀ دل

غنچه ای می پرورد،

هدیه ای می آورد

برگ هایش کم کم باز شدند 

برگ ها باز شدند

« … یافتم ! یافتم ! آن نکته که می خواستمش

با شکوفایی خورشید و ،

گل افشانی لبخند تو،

آراستمش

تار و پودش را از خوبی و مهر،

خوشتر از تافتۀ یاس و سحر بافته ام

« دوستت دارم » را

من دلاویز ترین شعر جهان یافته ام

***

این گل سرخ من است

دامنی پر کن ازین گل که دهی هدیه به خلق،

که بری خانه دشمن 

که فشانی بر دوست

راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست

در دل مردم عالم، به خدا،

نور خواهد پاشید،

روح خواهد بخشید 

تو هم، ای خوب من این نکته به تکرار بگو

این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت،

نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو،

« دوستم داری » ؟ را از من بسیار بپرس

«دوستت دارم » را با من بسیار بگو

 

•••●•••●•••●•••●•••

 







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
توضیحات / برفستان کد : 97