close
تبلیغات در اینترنت
برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت ششم)یکلیا و تنهایی او؛ تقی مدرسی

برفستان

http://barfestan.ir/

برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت ششم)یکلیا و تنهایی او؛ تقی مدرسی

این داستان جنگ شیطان است با یهوه [۱] و شاید جنگ هوس با معصومیت، جنگ نفس اماره با نفس پاک،در واقع بازتاب دوگانگی عشق در رستگاری و هبوط انسان است. شخصیت های...

این داستان جنگ شیطان است با یهوه [۱] و شاید جنگ هوس با معصومیت، جنگ نفس اماره با نفس پاک،در واقع بازتاب دوگانگی عشق در رستگاری و هبوط انسان است. شخصیت های...

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن برفستان

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    22 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    23 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    21 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    20 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    20 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت ششم)یکلیا و تنهایی او؛تقی مدرسی
مطلب :

_برفستان_نقد داستان یکلیا و تنهایی او تقی مدرسی

 

خلاصه داستان:

 

یَکُلیا دختر پادشاه اورشلیم که عاشق یکی از چوپانهای پدرش به ٰنام کوشی شده بود، مورد خشم و غضب پدرش واقع شده و عریان از شهر رانده میشود. شب هنگام در کنار رود ابانه بر خاک میافتد و از اتّفاقات رخ داده مینالد شیطان در هیأت پیرمردی به ملاقات یکلیا آمده و او را دلداری میدهد و برای تسلای او از تسّلط دو روزۀ خود بر یکی از پادشاهان گذشته بنی اسراییل و شهر اورشلیم به نام میکاه سخن میگوید: میکاه شاه در انتظار بازگشت پسرش عازار از میدان جنگ است امنون عابد مژده بازگشت پیروزمندانه عازار از جنگ های دو ساله در سرزمین های مختلف را به پادشاه میدهد و میگوید سردار جنگجو عازار به مناسبت پیروزی هایش شب جشنی بیرون دروازه های شهر بر پا میکند و از پادشاه تقاضا دارد که به جشن او بپیوندد. پادشاه و همراهانش به اردوی عازار در پشت دروازه های شهرمیروند .

سردار فاتح از جنگ، زن فتّان و زیبایی به نام "تامار" از قبیلة  "بنی عمون" به غنیمت آورده است این زن که فرستاده شیطان است همه را مجذوب خود میکند قاصدی از راه میرسد و به پادشاه خبر میدهد که خداوند در کوه سفاره بر یاکین نبی ظاهر شده و اسراییل را از از نفوذ شیطان در اورشلیم بر حذر داشته است. عامّه مردم معتقدند تامار فرستاده شیطان است و باید اخراج شود. با اعتراضها و فشار های مردم و با آمدن نشانه های خشم یهوه "خداوند" ،  تامار از شهر رانده می شود. خشم یهوه فرو مینشیند مردم خرسند شده و به شادی میپردازند. امّا زندگی برای پادشاه بدون زیبایی، عشق و لذّت می شود و گویی چیزی در او شکسته است و دیگر آن پادشاه سابق نیست.

داستان دو روز حکومت را شیطان برای یکلیا بازگو میکند و سپس پیش از آنکه هوا روشن شود و چهرۀ او نمایان گردد، عصا زنان بر روی رود ابانه راه میافتد و میرود و یکلیا در حالی که نیمه عریان بر روی علف زارها افتاده است، رفتن او را نظاره میکند....

 

عناصر داستانی و نقد:







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
توضیحات / برفستان کد : 89