برفستان

برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت ششم)یکلیا و تنهایی او؛ تقی مدرسی

برفستان,نقد ادبی,یکلیا و تنهایی او,تقی مدرسی,

این داستان جنگ شیطان است با یهوه [۱] و شاید جنگ هوس با معصومیت، جنگ نفس اماره با نفس پاک،در واقع بازتاب دوگانگی عشق در رستگاری و هبوط انسان است. شخصیت های...

برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت ششم)یکلیا و تنهایی او؛ تقی مدرسی

برفستان

برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت ششم)یکلیا و تنهایی او؛تقی مدرسی دانلود کاور با اندازه اصلی
کد 89

برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت ششم)یکلیا و تنهایی او؛تقی مدرسی

خلاصه داستان :

این داستان جنگ شیطان است با یهوه [۱] و شاید جنگ هوس با معصومیت، جنگ نفس اماره با نفس پاک،در واقع بازتاب دوگانگی عشق در رستگاری و هبوط انسان است. شخصیت های... ادامه متن

_برفستان_نقد داستان یکلیا و تنهایی او تقی مدرسی

 

خلاصه داستان:

 

یَکُلیا دختر پادشاه اورشلیم که عاشق یکی از چوپانهای پدرش به ٰنام کوشی شده بود، مورد خشم و غضب پدرش واقع شده و عریان از شهر رانده میشود. شب هنگام در کنار رود ابانه بر خاک میافتد و از اتّفاقات رخ داده مینالد شیطان در هیأت پیرمردی به ملاقات یکلیا آمده و او را دلداری میدهد و برای تسلای او از تسّلط دو روزۀ خود بر یکی از پادشاهان گذشته بنی اسراییل و شهر اورشلیم به نام میکاه سخن میگوید: میکاه شاه در انتظار بازگشت پسرش عازار از میدان جنگ است امنون عابد مژده بازگشت پیروزمندانه عازار از جنگ های دو ساله در سرزمین های مختلف را به پادشاه میدهد و میگوید سردار جنگجو عازار به مناسبت پیروزی هایش شب جشنی بیرون دروازه های شهر بر پا میکند و از پادشاه تقاضا دارد که به جشن او بپیوندد. پادشاه و همراهانش به اردوی عازار در پشت دروازه های شهرمیروند .

سردار فاتح از جنگ، زن فتّان و زیبایی به نام "تامار" از قبیلة  "بنی عمون" به غنیمت آورده است این زن که فرستاده شیطان است همه را مجذوب خود میکند قاصدی از راه میرسد و به پادشاه خبر میدهد که خداوند در کوه سفاره بر یاکین نبی ظاهر شده و اسراییل را از از نفوذ شیطان در اورشلیم بر حذر داشته است. عامّه مردم معتقدند تامار فرستاده شیطان است و باید اخراج شود. با اعتراضها و فشار های مردم و با آمدن نشانه های خشم یهوه "خداوند" ،  تامار از شهر رانده می شود. خشم یهوه فرو مینشیند مردم خرسند شده و به شادی میپردازند. امّا زندگی برای پادشاه بدون زیبایی، عشق و لذّت می شود و گویی چیزی در او شکسته است و دیگر آن پادشاه سابق نیست.

داستان دو روز حکومت را شیطان برای یکلیا بازگو میکند و سپس پیش از آنکه هوا روشن شود و چهرۀ او نمایان گردد، عصا زنان بر روی رود ابانه راه میافتد و میرود و یکلیا در حالی که نیمه عریان بر روی علف زارها افتاده است، رفتن او را نظاره میکند....

 

عناصر داستانی و نقد:







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

خرید اشتراک ویژه

- برخی از پست های سایت ویژه هستند؛ برای مشاهده این نوع پست ها نیاز به ارتقاء حساب کاربری خود دارید.
- برای خرید اشتراک ویژه حتما در سایت عضو شوید؛ سپس در فرم خرید اشتراک ویژه نام کاربری خود را وارد کنید تا اشتراک ویژه برای شما اعمال شود.

خرید اشتراک ویژه