close
تبلیغات در اینترنت
برفستان؛دمی با شاعران(صائب تبریزی)عشق؛قسمت چهارم

برفستان

http://barfestan.ir/

برفستان؛دمی با شاعران(صائب تبریزی)عشق؛قسمت چهارم

چشم مست یار شد مخمور و مدهوشیم ما / باده از جوش نشاط افتاد و در جوشیم ما // ناله‌ی ما حلقه در گوش اجابت می‌کشد/ کز سحرخیزان آن صبح بناگوشیم ما

چشم مست یار شد مخمور و مدهوشیم ما / باده از جوش نشاط افتاد و در جوشیم ما // ناله‌ی ما حلقه در گوش اجابت می‌کشد/ کز سحرخیزان آن صبح بناگوشیم ما

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن برفستان

last answers on forum
  1. عکس نوشته های عاشقانه

    51 مشاهده 41 پاسخ soli
  2. عکس نوشته های انگلیسی

    42 مشاهده 32 پاسخ soli
  3. بابا لنگ دراز از جین وبستر

    16 مشاهده 0 پاسخ sunshine2712
  4. اتوبوس سرگردان ار جان اشتاین بک

    17 مشاهده 0 پاسخ sunshine2712
  5. داستایوفسکی

    15 مشاهده 0 پاسخ atefe
برفستان؛دمی با شاعران(صائب تبریزی)عشق؛ قسمت چهارم
مطلب :

گزیده ای از اشعار عاشقانه صائب تبریزی_برفستان_

 

به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته

برآمد از پسِ کوه آفتاب آهسته آهسته

 

فریب روی آتشناک او خوردم، ندانستم

که خواهد خورد خونم چون کباب آهسته آهسته

 

ز بس در پرده افسانه با او حال خود گفتم

گران گشتم به چشمش همچو خواب آهسته آهسته

 

سرایی را که صاحب نیست، ویرانی است معمارش

دلِ بی عشق، می‌گردد خراب آهسته آهسته

 

به این خرسندم از نسیان روزافزون پیری‌ها

که از دل می‌برد یاد شباب آهسته آهسته

 

دلی نگذاشت در من وعده‌های پوچ او صائب

شکست این کشتی از موجِ سراب آهسته آهسته

 

**********

 

این خار غم که در دل بلبل نشسته است

از خون گل خمار خود اول شکسته است

 

این جذبه ای که از کف مجنون عنان ربود

اول زمام محمل لیلی گسسته است

 

پای شکسته سنگ ره ما نمی‌شود

شوق تو مومیایی پای شکسته است

 

بر حسن زود سیر بهار اعتماد نیست

شبنم به روی گل به امانت نشسته است

 

از خط یکی هزار شد آن خال عنبرین

دور نشاط نقطه به پرگار بسته است

 

بر سر گرفته‌ایم و سبکبار می‌رویم

کوه غمی که پشت فلک را شکسته است

 

آسوده از زوال خود آفتاب گل

تا باغبان به سایه گلبن نشسته است

 

برقی کز اوست سینه ابر بهار چاک

با شوخی تو مرغ و پر و بال بسته است

 

پیوسته است سلسله موج‌ها به هم

خود را شکسته هر که دل ما شکسته است

 

تا خویش را به کوچه گوهر رسانده‌ایم

صد بار رشته نفس ما گسسته است

 

داغم ز شوخ چشمی شبنم که بارها

از برگ گل به دامن ساقی نشسته است

 

خون در دل پیاله خورشید می‌کند

سنگی که شیشه دل ما را شکسته است؟

 

برهان برفشاندن دامان ناز اوست

گرد یتیممی که به گوهر نشسته است

 

تا بسته است با سر زلف تو عقد دل صائب

ز خلق رشته الفت گسسته است

 

********** 







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
توضیحات / برفستان کد : 62