برفستان

افسرده

برفستان,دمی با شاعران,سهراب سپهری,افسرده,

برفستان,دمی با شاعران,سهراب سپهری,افسرده,

افسرده

برفستان,دمی با شاعران,سهراب سپهری,افسرده,

افسرده

برفستان؛دمی با شاعران(سهراب سپهری)قسمت دوازدهم

_برفستان_سهراب سپهری


شب سردی است ، و من افسرده.

راه دوری است ، و پایی خسته.

تیرگی هست و چراغی مرده.

می‌کنم ، تنها، از جاده عبور:

دور ماندند ز من آدم‌ها.

سایه‌ای از سر دیوار گذشت،

غمی افزود مرا بر غم‌ها.


فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه‌ها ساز کند پنهانی.


نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر ، سحر نزدیک است:

هردم این بانگ برآرم از دل:

وای، این شب چقدر تاریک است!

خنده‌ای کو که به دل انگیزم؟

قطره‌ای کو که به دریا ریزم؟

صخره‌ای کو که بدان آویزم؟


مثل این است که شب نمناک است.

دیگران را هم غم هست به دل،

غم من ، لیک، غمی غمناک است

ادامه مطلب

خرید اشتراک ویژه

- برخی از پست های سایت ویژه هستند؛ برای مشاهده این نوع پست ها نیاز به ارتقاء حساب کاربری خود دارید.
- برای خرید اشتراک ویژه حتما در سایت عضو شوید؛ سپس در فرم خرید اشتراک ویژه نام کاربری خود را وارد کنید تا اشتراک ویژه برای شما اعمال شود.

مطالب سایت بر حسب

برفستان

چهارشنبه 02 آبان 1397

دلنوشته های روزانه

دوشنبه 04 فروردین 1399

یک کتاب خوب بخوانیم

جمعه 23 اسفند 1398

انگیزشی، برفستان

پنجشنبه 10 مرداد 1398
خرید اشتراک ویژه