close
تبلیغات در اینترنت
تو را من چشم در راهم

برفستان

http://barfestan.ir/

تو را من چشم در راهم

تو را من چشم در راهم شباهنگامکه می‌گیرند در شاخ تلاجن * سایه‌ها رنگ سیاهیوزان دلخستگانت راست اندهی فراهمتو را من چشم در راهم.***شباهنگام، در آن دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگاننددر آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دامگرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهمتو را من چشم در راهم

تو را من چشم در راهم شباهنگامکه می‌گیرند در شاخ تلاجن * سایه‌ها رنگ سیاهیوزان دلخستگانت راست اندهی فراهمتو را من چشم در راهم.***شباهنگام، در آن دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگاننددر آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دامگرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهمتو را من چشم در راهم

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    42 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    36 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    35 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    39 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    35 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛دمی با شاعران(شاعران معاصر)قسمت چهاردهم؛نیما یوشیج
خلاصه مطلب :

_برفستان_نیما یوشیج(۱)


علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج (زادهٔ ۲۱ آبان ۱۲۷۶ – درگذشتهٔ ۱۳ دی ۱۳۳۸) شاعر معاصر ایرانی.

وی بنیان‌گذار شعر نوین و ملقب به پدر شعر نو فارسی است.

نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه، که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده‌بود.

تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی وامدار این انقلاب و تحولی هستند که نیما نوآور آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین می‌دانند و او را هم‌پایهٔ شاعران سمبولیست بنام جهان می‌دانند. همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام «روجا» چاپ شده‌است.

همچنان او با بهره‌گیری از عناصر طبیعی با بیانی رمزگونه به ترسیم سیمای جامعه پرداخته‌است.

این شاعر بزرگ، درحالی‌که به علت سرمای شدید یوش، به ذات‌الریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تأثیری نداشت و در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. آرامگاه او در کنار آرامگاه خواهرش، بهجت‌الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و آرامگاه سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته‌است.


توضیحات / بیشتر کد : 216