close
تبلیغات در اینترنت
ساقی

برفستان

http://barfestan.ir/

ساقی

ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما / مطرب بگو که کارِ جهان شد به کامِ ماای ساقی با بادۀ صاف و خالص چون نور ، جام مرا روشن کن(پُر کن). ای مطرب بخوان که جهان و کارِ جهان بر وفق مرادمان شد.ما در پیاله عکس رخِ یار دیدم ایم / ای بی خبر ز لذتِ شربِ مدامِ ماما در نور پیاله عکس رخ یار را دیده ایم . ای که از باده نوشی ما بی خبری ما را معذور بدار .هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده عالم دوامِ ماکسی که دلش با آتش عشق و محبت زنده شد، او برای همیشه زنده است و هرگز نخواهد مُرد . پس دوام و بقای…

ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما / مطرب بگو که کارِ جهان شد به کامِ ماای ساقی با بادۀ صاف و خالص چون نور ، جام مرا روشن کن(پُر کن). ای مطرب بخوان که جهان و کارِ جهان بر وفق مرادمان شد.ما در پیاله عکس رخِ یار دیدم ایم / ای بی خبر ز لذتِ شربِ مدامِ ماما در نور پیاله عکس رخ یار را دیده ایم . ای که از باده نوشی ما بی خبری ما را معذور بدار .هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده عالم دوامِ ماکسی که دلش با آتش عشق و محبت زنده شد، او برای همیشه زنده است و هرگز نخواهد مُرد . پس دوام و بقای…

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    23 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    24 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    22 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    21 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    20 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛دمی با شاعران(حافظ)قسمت سیزدهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_حافظ


ساقی به نور باده برافروز جام ما

مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما


ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم

ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما


هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما


چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان

کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما


ای باد اگر به گلشن احباب بگذری

زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما


گو نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری

خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما


مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است

زان رو سپرده‌اند به مستی زمام ما


ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست

نان حلال شیخ ز آب حرام ما


حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌فشان

باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما


دریای اخضر فلک و کشتی هلال

هستند غرق نعمت حاجی قوام ما


معنی غزل:


 

توضیحات / بیشتر کد : 192