برفستان

عاشقانه ها

برفستان,عاشقانه ها,عشق,وصال,

‌آشفته دلان را هوس خواب نباشدشوری که به دریاست به مرداب نباشدهرگز مژه برهم ننهد عاشق صادقآنرا که به دل عشق بود خواب نباشددر پیش قدت کیست که از پا ننشیندیا زلف تو را بیند و بیتاب نباشدچشمان تو در آینه ی اشک چه زیباستنرگس شود افسرده چو در آب نباشدگفتم شب مهتاب بیا نازکنان گفتآنجا که منم حاجت مهتاب نباشد..مهدی_سهیلی💗💗❄❄❄💗💗❄❄❄💗💗‌تــــو را می خواهم برای پنجاه سالگی شصت سالگی هفتاد....تــــو را می خواهم برای پنجاه سالگیشصت سالگیهفتاد سالگیتــــو را می خواهم برای خانه ای که تنهاییم.تو را می خواهم برای…

عاشقانه ها

‌آشفته دلان را هوس خواب نباشدشوری که به دریاست به مرداب نباشدهرگز مژه برهم ننهد عاشق صادقآنرا که به دل عشق بود خواب نباشددر پیش قدت کیست که از پا ننشیندیا زلف تو را بیند و بیتاب نباشدچشمان تو در آینه ی اشک چه زیباستنرگس شود افسرده چو در آب نباشدگفتم شب مهتاب بیا نازکنان گفتآنجا که منم حاجت مهتاب نباشد..مهدی_سهیلی💗💗❄❄❄💗💗❄❄❄💗💗‌تــــو را می خواهم برای پنجاه سالگی شصت سالگی هفتاد....تــــو را می خواهم برای پنجاه سالگیشصت سالگیهفتاد سالگیتــــو را می خواهم برای خانه ای که تنهاییم.تو را می خواهم برای…

عاشقانه ها

برفستان؛عاشقانه ها؛ قسمت پانزدهم

_برفستان_عاشقان


دلتنگ دیدار توام

از پس اشتیاقی همیشگی

تو

مثل هوایی

در نفس های مکرر زندگی

دوست داشتنی تر و...

دوست داشتنی تر‌‌...


يداله_رحيمی


💗💗❄❄❄💗💗❄❄❄💗💗


هزار بار بریدم ، دوباره پیوستم 

که زخم هایِ دلم را به نام تو بستم 


هزار مرتبه از خویش رفته ام اما

هنوز زمزمه گر میکنی مرا ، هستم 


شرابِ تلخ منم ! با همه پریشانی

به بویی از تو به کُنجِ خیالِ خود مستم


همیشه مهر تو چون این هوا ضرورت داشت

به بند ِ مهرِ تو بند و از این جهان رَستم


چو طفل ِ خرد مرا روی شانه ات بِنِشان

نظر بلند ولی حیف کوته است دستم!


بگیر در بغل این تکه های حیران را

که بخیه بود دو دستت، به خویش می بستم


دلم برای خودم ... از دلم سراغ بگیر

بگو که تنگ دلی! من ز خویشتن خستم


به جز دریچه ی چشمت جهان ندارد راه

که چشم از آینه و هر دریچه ای بستم...


معصومه_صابر


💗💗❄❄❄💗💗❄❄❄💗💗


وقتی با عطـر آغـوشـت  

صـدایم می‌زنی

بڪَو چڪَونہ نقطہ نقطہ‌ے آغوشـم را 

بہ صدا در می‌آورے

ڪہ ڪفش‌هایم 

از خودم جلـوتر سمتِ آغـوشت

می‌دوند....!


امید_آذر


💗💗❄❄❄💗💗❄❄❄💗💗


ادامه مطلب
برفستان؛عاشقانه ها؛ قسمت چهاردهم

_برفستان_عاشقان


من خواستم که خواب و خيال خودم شوی 

رويا شوی، اميد محال خودم شوی


لرزيد دست‌هايم و سرگيجه‌ام گرفت

آوردمت دليلِ زوالِ خودم شوی


يا در دلم شناور، يا بر تنم روان 

ماهیّ و ماهِ حوض زلال خودم شوی


هر روز بيشتر به تو نزديک می‌شوم

چيزی نمانده‌است که مال خودم شوی


حالا تو چشم‌های منی؛ ابر شو، ببار 

تا قطره‌قطره گريه به حال خودم شوی


عاشق نمی‌شوی، سر اين شرط بستهام

نه... حاضرم ببازم و مال خودم شوی...


مهدی فرجی❄


💗💗💗❄💗💗💗❄💗💗💗


گونه های تر من

دست پر از مهر کسی را حس کرد..!

سر من ناز و نوازشها دید...!

یک نفر نام مرا زیبـا برد...!


و به اندازه ی قلبم

دل او نیز تپید...


حمیدمصدق❄


💗💗💗❄💗💗💗❄💗💗💗



ادامه مطلب
برفستان؛عاشقانه ها؛ قسمت سیزدهم

_برفستان_عاشقان


دست‌ هایم را محکم بگیر

زیرا که می‌ دانم

انگشتانت سربازان بیدار

شانه‌ هایت پرهای گشوده‌ عقاب

بوسه‌ ات نشان کائنات

رویایت جهان بی‌ پایان

و دوست داشتنت طعم

انارهای چیده شده‌

باغ همسایه است


💗💗❄❄❄💗💗❄❄❄💗💗


شب آن شب که عشق پر میزد میان کوچه بازارم

تــو را در کوچه میدیدم که پا در کوچه بگذارم


به یادم هست باران شد تــو این را هم نفهمیدی

من آرام رفتم تا برایت چتر بردارم


تــو می لرزیدی و دستم، چه عاجز میشدم وقتی

تــو را میخاست بنویسد بروی صفحه، خودکارم


میان خویش گم بودی میان عشق و دلتنگی

گمانم صبح فهمیدی که من آن سوی دیوارم


هوا تاریک تر میشد تــو زیر ماه میخواندی

"مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم..."


چه شد در من؟! نمیدانم فقط دیدم پریشانم

فقط یک لحظه فهمیدم که خیلی دوستت دارم


از آن پس هرشب این کوچه طنین عشق را دارد

تــو آن سو شعر میخوانی من این سو از تــو سرشارم


سحر از راه میآید تــو در خورشید می گنجی

و من هرروز مجبورم زمان را بی تــو بشمارم :((


شبانگاهان که برگردی به سویت باز میگردم

اگر چه گفته ام هرشب که این هست آخرین بارم...


💗💗❄❄❄💗💗❄❄❄💗💗


از دوست‌ داشتن که می‌ نویسم

دست‌ هایم می‌ لرزد

انگار تو زیر پوستم

تکثیر می‌ شوی …


💗💗❄❄❄💗💗❄❄❄💗💗



 

ادامه مطلب
برفستان؛عاشقانه ها؛قسمت هفتم

_برفستان_عاشقان

 

کلماتم را

در جوی سحر می‌شویم

لحظه‌هایم را

در روشنی باران‌ها

تا برای تو شعری بسرایم، روشن

تا که بی‌دغدغه بی‌ابهام

سخنانم را

در حضور باد

این سالک دشت و هامون

با تو بی‌پرده بگویم

که تو را

دوست می‌دارم تا مرز جنون

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

 

***

 

گفتی دوستت دارم

و من

به خیابان رفتم.

فضای اتاق برای پرواز کافی نبود.

گروس عبدالملکیان

 

***

 

برفستان؛عاشقانه ها

ادامه مطلب
برفستان؛عاشقانه ها؛ قسمت ششم

_برفستان_عاشقان

 

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب

بدین سان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب

 

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست

چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

 

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو

که این یخ کرده را از بی کسی، ها می کنم هر شب

 

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش

چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب

 

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی

که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب

محمد علی بهمنی🌹

 

❣•••❣•••❣

 

بـه کسی ندارم الـفـت ز جـهانـیان ،

مـگـر تــو !

اگــــَـرَم تـــو هـم بـرانی ،

سـرِ بـی‌کسی سلامت ...

رضایی کاشی🌹

 

❣•••❣•••❣

 

ای روی خوب تو سبب زندگانی‌ ام

یک روزه وصل تو طرب جاودانی‌ ام

 

جز با جمال تو نبود شادمانی‌ ام

جز با وصال تو نبود کامرانی‌ ام

 

بی‌ یاد روی خوب تو ار یک نفس زنم

محسوب نیست آن نفس از زندگانی‌ ام

 

دردی نهانی‌است مرا از فراق تو

ای شادی تو آفت درد نهانی‌ ام

انوری🌹

 

❣•••❣•••❣

 

برفستان؛ عاشقانه ها

ادامه مطلب

خرید اشتراک ویژه

- برخی از پست های سایت ویژه هستند؛ برای مشاهده این نوع پست ها نیاز به ارتقاء حساب کاربری خود دارید.
- برای خرید اشتراک ویژه حتما در سایت عضو شوید؛ سپس در فرم خرید اشتراک ویژه نام کاربری خود را وارد کنید تا اشتراک ویژه برای شما اعمال شود.

مطالب سایت بر حسب

برفستان

چهارشنبه 02 آبان 1397

انگیزشی، برفستان

پنجشنبه 10 مرداد 1398
خرید اشتراک ویژه