درخواست ویراستاری درخواست ترجمه دانلود پادکست دانلود دکلمه
  • برفستان

    برفستان

  • دلنوشته های روزانه

    دلنوشته های روزانه

  • یک کتاب خوب بخوانیم

    یک کتاب خوب بخوانیم

  • انگیزشی، برفستان

    انگیزشی، برفستان

  • برفستان؛حکایات جالب و خواندنی(قسمت شانزدهم)

    برفستان؛حکایات جالب و خواندنی(قسمت شانزدهم)

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت ششم)یکلیا و تنهایی او؛تقی مدرسی

_برفستان_نقد داستان یکلیا و تنهایی او تقی مدرسی

 

خلاصه داستان:

 

یَکُلیا دختر پادشاه اورشلیم که عاشق یکی از چوپانهای پدرش به ٰنام کوشی شده بود، مورد خشم و غضب پدرش واقع شده و عریان از شهر رانده میشود. شب هنگام در کنار رود ابانه بر خاک میافتد و از اتّفاقات رخ داده مینالد شیطان در هیأت پیرمردی به ملاقات یکلیا آمده و او را دلداری میدهد و برای تسلای او از تسّلط دو روزۀ خود بر یکی از پادشاهان گذشته بنی اسراییل و شهر اورشلیم به نام میکاه سخن میگوید: میکاه شاه در انتظار بازگشت پسرش عازار از میدان جنگ است امنون عابد مژده بازگشت پیروزمندانه عازار از جنگ های دو ساله در سرزمین های مختلف را به پادشاه میدهد و میگوید سردار جنگجو عازار به مناسبت پیروزی هایش شب جشنی بیرون دروازه های شهر بر پا میکند و از پادشاه تقاضا دارد که به جشن او بپیوندد. پادشاه و همراهانش به اردوی عازار در پشت دروازه های شهرمیروند .

سردار فاتح از جنگ، زن فتّان و زیبایی به نام "تامار" از قبیلة  "بنی عمون" به غنیمت آورده است این زن که فرستاده شیطان است همه را مجذوب خود میکند قاصدی از راه میرسد و به پادشاه خبر میدهد که خداوند در کوه سفاره بر یاکین نبی ظاهر شده و اسراییل را از از نفوذ شیطان در اورشلیم بر حذر داشته است. عامّه مردم معتقدند تامار فرستاده شیطان است و باید اخراج شود. با اعتراضها و فشار های مردم و با آمدن نشانه های خشم یهوه "خداوند" ،  تامار از شهر رانده می شود. خشم یهوه فرو مینشیند مردم خرسند شده و به شادی میپردازند. امّا زندگی برای پادشاه بدون زیبایی، عشق و لذّت می شود و گویی چیزی در او شکسته است و دیگر آن پادشاه سابق نیست.

داستان دو روز حکومت را شیطان برای یکلیا بازگو میکند و سپس پیش از آنکه هوا روشن شود و چهرۀ او نمایان گردد، عصا زنان بر روی رود ابانه راه میافتد و میرود و یکلیا در حالی که نیمه عریان بر روی علف زارها افتاده است، رفتن او را نظاره میکند....

 

عناصر داستانی و نقد:

توضیحات بیشتر / دانلود
برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت پنجم )سووشون؛سیمین دانشور

_برفستان_ نقد و بررسی رمان سووشون از سیمین دانشور

 

سووشون عنوان رمانِ تحسین‌شدهٔ سیمین دانشور نویسندهٔ ایرانی و نخستین رمان فارسی است که به قلم یک نویسندهٔ زن ایرانی نوشته شده و شخصیت اول و راوی آن نیز یک زن است. داستان سووشون در شهر شیراز و در سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم رخ می‌دهد و فضای اجتماعی سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ را ترسیم می‌کند. 

نویسنده در این رمان زندگی فئودالی در زمان اشغال ایران از سوی انگلیسی‌ها را به نگارش درآورده‌است.

به عقیده برخی از منتقدان، برخی از وقایع تاریخی دهه ۱۳۳۰ مانند کودتای ۲۸ مردادنیز در روند رمان انعکاس داشته‌است.

یکی از ویژگی‌های سووشون ساختار ساده و بیان روان آن است و در متن آن از برخی واژه‌های عامیانه شیرازی استفاده شده‌است.

علت نام‌گذاری این کتاب، تشابه سرنوشت یکی از شخصیت‌های داستان با سرنوشت سیاوش قهرمان اسطوره‌ای ایران باستان است. سووشونیا سیاووشان عنوان مراسم سوگواری برای سیاوش است.

 

 خلاصه رمان:  اوايل جنگ جهاني دوم است و انگليسي ها قواي خود را در داخل كشور مستقر كرده اند. شيراز كه از شهرهاي جنوبي ايران است مملو از نيروهاي انگليسي است. قشون انگليس با كمبود آذوقه مواجه است و از ملاكان شيراز، محصولات شان را مي خرد. يوسف يكي از ملاكان شهر است، اما حاضر به فروش محصول خود به بيگانگان نمي شود، زيرا شيراز با قحطي و كمبود آذوقه روبروست و يوسف نمي خواهد رعيت خودش گرسنه بمانند. مك ماهون، خبرنگار جنگي انگليسي ها كه با يوسف، دوستي و مراوده اي دارد و ابوالقاسم خان، برادر يوسف، از وي مي خواهند كه دست از لجاجت بردارد و مانند ساير ملاكان، محصولش را به قشون انگليس بفروشد، اما يوسف نمي خواهد مثل ديگران رفتار كند و خود را تا سطح بقيه پايين بياورد و حقير سازد. او سال هاي پيش هم از فروش محصولات خود طفره رفته است. يوسف سرانجام، آذوقه خويش را به دوبرادر ايلياتي مي فروشد كه مي خواهند با خريد آذوقه او و فروش آن به دولت انگليس، اسلحه از آنها بگيرند و با حكومت كه مي خواهد آنها را مجبور به اسكان كند درافتند، اما آنان را راضي مي كند تا بدون پذيرفتن منت از بيگانگان و بي جنگ براي مردم ايل خود خانه بسازند و آنها را اسكان دهند. يوسف به همراه تني چند از دوستان هم قسم خود، قصد دارند نقشه هاي خود را عليه حكومت و نيروهاي بيگانه آغاز كنند.

زري كه از عواقب كارهاي شوهر مي ترسد، از او مي خواهد كه كناره گيري كند، اما يوسف نمي پذيرد. چندي بعد يوسف براي سركشي به املاك و حال رعيت خود به ده مي رود، اما جنازه او را به خانه بازمي گردانند. همه مي دانند كه يوسف را دست نشاندگان بيگانه كشته اند. 

 

 

عناصر داستانی :

توضیحات بیشتر / دانلود
برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت چهارم )لاک صورتی جلال آل احمد

 

*_برفستان_*

داستان لاک صورتی چهارمین داستان از مجموعه ی سه تار جلال آل احمد است.

خلاصه داستان:

هاجر زن ساده ی 25 ساله ای است، با شوهری دوره گرد که پس از 7 سال زندگی هنوز بچه ای ندارند و در یک خانه به همراه دو مستأجر دیگر زندگی می کنند. روزی هاجر بساط دست فروشی یک پسر را می بیند که لوازم آرایش می فروشد و دلش می پرد برای خریدن یک لاک صورتی. با فروختن لباس های کهنه پول خرید لاک را در می آورد. شوهرش-عنایت-پس از سه روز بساط فروشی به خانه برمی گردد و دیدن ناخنهای لاک زده ی هاجر کفرش را در می آورد و او را کتک می زند. همسایه ی آنها اوستا رجبعلی پینه دوز پا در میانی می کند و فردای آن روز، زن از شر لاک ناخن خلاص می شود.

 

نقد و بررسی داستان لاک صورتی :

توضیحات بیشتر / دانلود
برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت سوم)انتری که لوطی اش مرده بود

*_برفستان_*نقد داستان انتری که لوطی اش مرده بود از صادق چوبک:

انتري كه لوطيش مرده بود داستان میمونی است به نام مخمل که يك روز صبح لوطي خويش را که لوطی جهان نام دارد، مرده مي­بيند و خويش را آزاد مي­يابد و شاد از اين آزادي نسبی در حاليكه هنوز زنجير در گردنش سنگيني مي­كند (زنجیر به معنای اینکه کسی واقعا در این دنیا آزاد نیست) در بيابان به دنبال مكانی براي آسايش و آرامش می­ گردد و در راه خويش به گل ه­ایی می­ رسد كه چوپان آن يك پسر بچه است كه مخمل حركات و حالات او را شبيه خود می­ بيند و اين چيزيست كه در مخمل ايجاد آرامش می کند (یک آرامش کذایی یک اشتباه از روی تشابه که خیلی از ما در زندگی دچارش شده­ایم) اما اين آرامش ديري نمی ­پايد. پسرك با چوبي كه در دست دارد به سر مخمل میكوبد و باعث مي­شود كه مخمل به او حمله كند و در حاليكه پسرك را به سختی مجروح كرده از آنجا می گريزد (نمادی از سو تفاهمات و اشتباهات و نزاع دیرینه بشر در اثر بد فهمیدن و بد فهمیده شدن) داستان این میمون، داستانی است كه تمام مسائل در آن وجود دارد همه­ آن چیزی که از توهم آزادی انسان در این دنیا دارد. قصه­ی مخمل پایان باز اما دردناکی دارد

 

توضیحات بیشتر / دانلود
برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت دوم)گیله مرد؛بزرگ علوی

گیله‌مرد، روستایی گیلانی مبارزی است که به جنبش دهقانی می‌پیوندد و پس از هجوم مأموران و کشته شدن زنش به جنگل پناه می‌برد.

شرح ماجرای سه مرد است، گیله مرد و دو محافظ او، که وی را به فومن می‌برند و داستان در همین حرکت و اقامت در قهوه‌خانه نزدیک مقصد به تدریج باز می‌شود. دو مأمور تفنگ به دست در میان غرش باد و باران، گیله مرد را، که یک دهقان شورشی است، به فومن می‌برند تا تحویل پاسگاه دهند.

گيله مرد در طول راه در فکر رهايي و فرار است. محمد ولي (مأمور اول) با توهين و رجز خواني به دنبال گيله مرد حرکت مي کند. مأمور دوم، بلوچ ساده اي است که پيشاپيش گيله مرد راه مي رود و او هم در فکر فرار از اين نوع زندگي است. يک منزل مانده به پاسگاه، در قهوه خانه اي فرود مي رود و او هم در فکر فرار از غرور و اطمينان به پيروزي، رازي را که همواره با وحشت پنهان داشته بود، براي گيله مرد فاش مي کند که قاتل صغري، زن گيله مرد، که صداي جيغش هيچ وقت آنها را راحت نمي گذارد، خود اوست. در اين حين مأمور بلوچ، که چشم طمع به تنها اندوخته ي گيله مرد، پنجاه تومن پول همراه دارد حاضر مي شود در ازاي آن تفنگ را به گيله مرد بدهد. گيله مرد تفنگ را مي گيرد بعد از غلبه بر قاتل زن خود تحت تأثير التماس و گريه هاي او و احساسات انسان دوستانه ي خود قرار مي گيرد و از کشتن مأمور منصرف مي شود. وقتي با لباس محمد ولي مي خواهد فرار را آغاز کند، با گلوله هاي مأمور بلوچ کشته مي شود.

 

عناصر داستانی:

*_برفستان_*

توضیحات بیشتر / دانلود