close
تبلیغات در اینترنت
برفستان - مطالب ارسال شده توسط paria

برفستان

http://barfestan.ir/

برفستان - مطالب ارسال شده توسط paria

ادبیات پارسی با طعمی نو...

ادبیات پارسی با طعمی نو...

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    5 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    5 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    4 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛آشنایی با مشاهیر ادبی(بخش اول:نویسندگان)قسمت دهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_مشاهیر ادبی


هوشنگ گلشیری(۱۳۱۶_۱۳۷۹)

گلشیری به تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ در اصفهان به دنیا آمد. در کودکی همراه با خانواده به آبادان رفت. خود وی دوران زندگی در آبادان را در شکل‌گیری شخصیت خود بسیار مؤثر می‌دانست.

 در سال ۱۳۳۸ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی را در دانشگاه اصفهان آغاز کرد. آشنایی با "انجمن ادبی صائب" در همین دوره نیز اتفاقی مهم در زندگی او بود. 

گلشیری کار ادبی را با جمع‌آوری فولکلور مناطق اصفهان در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد. سپس مدتی شعر می‌سرود. خیلی زود دریافت که در این زمینه استعدادی ندارد، بنابراین سرودن را کنار گذاشت و به نگارش داستان پرداخت. وی پس از چندی همراهِ شماری از نویسندگان نواندیش مانند ابوالحسن نجفی و محمد حقوقی جلسات یا حلقهٔ ادبی جُنگ اصفهان را پایه گذارد.

گلشیری از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ به دعوتِ بهرام بیضایی در دانشکده هنر های زیبای دانشگاه تهران استادی کرد.

توضیحات / بیشتر کد : 149
برفستان؛دمی با شاعران(مولانا)قسمت دهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_مولانا


دیوان شمس تبریزی:


آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا

آن رنگ بین وان هنگ بین وان ماه بدر اندر قبا


از سرو گویم یا چمن از لاله گویم یا سمن

از شمع گویم یا لگن یا رقص گل پیش صبا


ای عشق چون آتشکده در نقش و صورت آمده

بر کاروان دل زده یک دم امان ده یا فتی


در آتش و در سوز من شب می‌برم تا روز من

ای فرخ پیروز من از روی آن شمس الضحی


بر گرد ماهش می‌تنم بی‌لب سلامش می‌کنم

خود را زمین برمی‌زنم زان پیش کو گوید صلا


گلزار و باغ عالمی چشم و چراغ عالمی

هم درد و داغ عالمی چون پا نهی اندر جفا


آیم کنم جان را گرو گویی مده زحمت برو

خدمت کنم تا واروم گویی که ای ابله بیا


گشته خیال همنشین با عاشقان آتشین

غایب مبادا صورتت یک دم ز پیش چشم ما


ای دل قرار تو چه شد وان کار و بار تو چه شد

خوابت که می‌بندد چنین اندر صباح و در مسا


دل گفت حسن روی او وان نرگس جادوی او

وان سنبل ابروی او وان لعل شیرین ماجرا


ای عشق پیش هر کسی نام و لقب داری بسی

من دوش نام دیگرت کردم که درد بی‌دوا


ای رونق جانم ز تو چون چرخ گردانم ز تو

گندم فرست ای جان که تا خیره نگردد آسیا


دیگر نخواهم زد نفس این بیت را می‌گوی و بس

بگداخت جانم زین هوس ارفق بنا یا ربنا


***

توضیحات / بیشتر کد : 148
برفستان؛گذری بر شاهنامه فردوسی؛قسمت دهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_شاهنامه فردوسی

داستان پادشاهی ضحاک

《بخش اول》


چو ضحاک شد بر جهان شهریار

برو سالیان انجمن شد هزار


سراسر زمانه بدو گشت باز

برآمد برین روزگار دراز


نهان گشت کردار فرزانگان

پراگنده شد کام دیوانگان


هنر خوار شد جادویی ارجمند

نهان راستی آشکارا گزند


شده بر بدی دست دیوان دراز

به نیکی نرفتی سخن جز به راز


دو پاکیزه از خانهٔ جمشید

برون آوریدند لرزان چو بید


که جمشید را هر دو دختر بدند

سر بانوان را چو افسر بدند


ز پوشیده‌رویان یکی شهرناز

دگر پاکدامن به نام ارنواز


به ایوان ضحاک بردندشان

بران اژدهافشن سپردندشان


بپروردشان از ره جادویی

بیاموختشان کژی و بدخویی


ندانست جز کژی آموختن

جز از کشتن و غارت و سوختن


***

توضیحات / بیشتر کد : 147
برفستان؛دمی با شاعران(فریدون مشیری)قسمت نهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_فریدون مشیری


دفتر شعر از خاموشی(۱۳۵۶)

لیست اشعار:

  • آب و ماه
  • آفرینش
  • آوای درون
  • با برگ
  • بیا از سنگ بپرسیم
  • در میان برگ های سرد
  • دیگری در من
  • فریاد
  • نه خون نه آب نه آتش
  • همواره تویی
  • اوج
  • ای بهار
  • با تمام اشک هایم
  • بهمن
  • تاریک
  • تنگنا
  • تو نیستی که ببینی
  • حلول
  • دام
  • دریا
  • دو قطره پنهانی
  • دور
  • راز
  • راه
  • رنج
  • رنگین کمان گل
  • زمزمه ای در بهار
  • ساقی
  • سبکساران ساحل ها
  • شب آنچنان زلال که میشد ستاره چید
  • شکسته
  • شکوه رستن
  • عمر ویران
  • غارت
  • غزلی در اوج
  • غزلی شکسته برای ماه غمگین نشسته
  • فریاد های سوخته
  • مسخ
  • مسیح بر دار
  • نخجیر
  • هفتخوان
  • همراه
  • هنوز همیشه هرگز
  • یک گل بهار نیست
  • پس از غروب
  • پس از مرگ بلبل
  • گلبانگ
  • گلهای پرپر فریاد

توضیحات / بیشتر کد : 146
برفستان؛عارفانه، مناجات؛قسمت نهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_عارفان



در هر تپش قلبم حضور معبودی ست که 

بی منت برایم خدایی می کند....

بی منت می بخشد... 

و بی منت عطا می کند... 

ای همه هستی... 

ای همه شکوه... 

ای همه آرامش....

امواج متلاطم درونم را ساحلی نیست جز یادت....

و غوغای  روح بی پناهم را پناهی نیست 

جز حضورت,,, 

وجودم را با ذکر نامت آذین می بندم ...

و جانم را با یادت متبرک می کنم ...

و عاشقانه تمنایت می کنم.... 


***


از خدا پرسید خوشبختی را کجا میتوان یافت

خدا گفت آن را در خواسته هایت جستجو کن

 و از من بخواه تا به تو بدهم

با خود فکر کرد و فکر کرد

اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم

خداوند به او داد

اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم

خداوند به او داد

اگر ... اگر ...

اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود 

از خدا پرسید حالا همه چیز دارم

 اما باز هم خوشبختی را نیافتم 

خداوند گفت باز هم بخواه 

گفت چه بخواهم هر آنچه را که هست دارم 

گفت بخواه که دوست بداری 

بخواه که دیگران را کمک کنی 

بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی 

و او دوست داشت و کمک کرد 

و دید لبخندی که بر لبها می نشیند 

و نگاه های سرشار از سپاس 

به او لذت می بخشد 

رو به آسمان کرد و گفت خدایا خوشبختی اینجاست 

در نگاه و لبخند دیگران


***


خداوندا . . .

مرا از " مَـــن " رَهــــا کن که هیچکس 

به اندازه ی " مَـــن " مرا اذیـتــــــــ نکرد


***



توضیحات / بیشتر کد : 145